ما نوجوون بودیم خیلی به شعر علاقه داشتیم
خیلیا
یعنی اگه مثلا از دستمون برمیومد دیوان حافظ و سعدی و هر چی شاعره میخریدیم
ولی خب کارمون با کتابای کتابخونه و پی دی افای گوشی راه میفتاد
یکی از نزدیکانم استعداد بی نظیری تو شعر گفتن داره
کی شاعری خریدار داشته که تو خونه ما داشته باشه ولی من همیشه تحسینش کردم البته زیاد نه
که پررو نشه
ولی ته دلم همیشه میگم افرین به اینهمه ذوق
ایشون یه مدتی هم عاشق شد دیگه یه چیزایی مینوشت که بیا و ببین
چند تا از دست نوشته هاشو قایم کردم که به موقعش منتشر کنم
خودش دیگه از اینکارا نمیکنه
شعرم نمیخونه حتی
اصلا
بعضی وقتا وقتی حرف میزنیم یه بیتی میگه متناسب با موضوع
در همین حد
منم از اینا بودم که همیشه میگف میرم یه جا دیگه زندگی کنم
دوس دارم برم
همیشه میگفتن خبری نیس از این چرت و پرتای جوونی بیا بیرون
بعد از مدتها اشاره ای کردم و این بار هیچکس هیچی نگف
یاد شعر سهراب افتادم که میگف
قایقی خواهم ساخت
دور خواهم شد از این خاک غریب
اون موقع که تو کتابای راهنمایی میخوندم میگفتم اخه این چیه
چند تا کلمه ساده رو گذاشته کنار هم
وزن و قافیه م نداره
الان میگم اتفاق وزن داره
وزنشم خیلی سنگینه
من درک نمیکردم
الان فهمیدم که اتفاقا ساده ترین واژه ها و جملات سنگین ترین وزنارو دارن
قایقی باید ساخت
تولدت مبارک
میدونم البته، با شناختی که دارم ازت الان تو این وضعیت تولد به کتفتم نیس
ولی خب
۱۱ بهمنه و ...تو ...و منو....این همه فاصله
تولد خودمم نزدیکه و به کتف منم نیس عزیزم
گفتم بهتون باز بچه ها دبه کردن؟
خب احمقا
اگه خیلی ک...ن داشتین هفته پیش که بود، همون موقع شروع میکردین به نرفتن سر جلسه و بیانیه
من که میدونم این هفته چون دو تا امتحان سنگین داریم یادتون افتاد
من هیچ مخالفتی با عقب افتادن امتحان ندارم زمان بندی تصمیمش ولی غلط بود
این سه چهار دفعه س دارن اینجوری میکنن
من چه گناهی کردم زبان تخصصیم افتاد با اینا اخه
خدا ازت نگذره ف بی شرف
همش تقصیر توئه
خدا از توام نگذره مسئول اموزش بی شرف
اح اوقاتم تلخ تر شدا
ولش کن
امتحان کیلو چند تو خاورمیانه
من واقعا نمیدونم هدف بعضی اساتید از اینکه از جاهایی سوال میدن که میدونن دانشجو نخونده چیه
از منابعی که نگفتن
جدی برام سواله
تازه سر جلسه یه سه، چهار دقیقه از ۲۰ دقیقه صرف این کردم که یادم بیاد چجوری لگاریتم بگیرم، من معمولا سوال نمیپرسم سر جلسه امتحان از استاد چون اساسا چیزی ام قرار نیس دستگیرم بشه، ولی این بار پرسیدم، بعد از اینکه حل کردم پرسیدم لگاریتم لازم داره
گف نه، یه فرمول ساده س
الان زدم چت جی پی تی ، اینم لگاریتم گرف
خب یعنی چی
وای به حالت جوابم غلط باشه ژاله، نمره شو باید بدی بهم
ژاله با کفشای پاشنه بلندش هی میومد میرف
یکم رف رو مخم، تق تق نکن دیگه
راستش میترسیدم بیام وبلاگای کسایی که همیشه چک میکنمو چک کنم
با خودم گفتم الان میام میبینم نوشته اخرین پست
مثلا سه هفته پیش
ولی دیدم اخرین پست همین دیروز بوده
از خودم بگم
امتحانا سنگین تر شد و برنامه امتحانی فشرده تر
من فک میکنم ادمی باشم که هوش هیجانیم در زمینه درک دیگران نسبتا بالا باشه
و همین من
هیچوقت درک نمیکرد که وقتی یه دانشجوی پزشکی مینویسه امتحانام سنگین تر شد یعنی چی
واس همین الان انتظار ندارم شما هم درک کنین
چون فقط کسی میتونه درک کنه که دقیقا خودش همین حجم امتحان داشته باشه
توام با برنامه فشرده
فقط راجع به همین میتونم بنویسم دیگه؟
چیز دیگه ای که نمیشه نوشت
امیدوارم حالتون خوب باشه
بعضی وقتا لبریزم از کلمه
از جمله
از متن
ولی نمیتونم بنویسم
امیدوارم هر چه زودتر صبح برسه