من روز تولدم چند تا هدفگذاری کردم
همشم مربوط به شخص خودم بود
مثلا اینکه وزنم فلان قدر شه
زبانمم پیشرفت کنه حداقل یه لِوِل
فک کنم اصن همین دو تا بود
حالا دقیق یادم نیس اون چنلو ندارم دیگه
ولی خواستم بگم ۶ ماه گذشته و ۶ ماه مونده فقط
کمتر از ۶ ماه
ولی حتی یه قدمم در راستای این اهداف پیشرفت نکردم
نمیتونم بگم کاری نکردم
ولی چون الکی بوده و جدی نبوده و استمرار نداشتم هیچی به هیچی
همینجا میگم که تا تولدم این دو تا رو عملی میکنم
زبان اولویت دوممه
ولی تا تولدم میرسم به اون وزنی که میخوام
بلکه م زودتر
پس از امروز جدی پیگیر میشم
امشب بیشتر از هر شب دیگه ای کمبود اس ۲۴ اولترا رو حس میکنم
بخاطر blood moon
فک کنین کنارم نشستین
رو پله ها
پله ی منتهی به پشت بوم
نسیم نسبتا تندی هم می وزه که شاید نشه بهش گف نسیم
و در حالیکه اهنگ DAISIES از جاستین بیبر داره پخش میشه و با صدای جیرجیرکا میکس شده و البته ماشینایی که رد میشن
داریم چیزای که نوشتمو مینویسیم
امیدوارم نمرات دروس باقی مونده ۱۷ یا ۱۷ به بالا باشه
یکی دو تا استادم وعده شیفت دادن امیدوارم خلف وعده نکنن
وگرنه معدلمو به چوخ رفته بدونین
و باید بگم بابتش ناناحتم
ترم پیش خوش خوشانم بود
باید جدی تر واس درس خوندن ترم بعد تصمیم بگیرم
امروز راجع به سه تا موضوع میخوام حرف بزنم
اول اینکه عکس عروسی یکی دیگه از همکلاسیامو دیدم و قبلش البته خودش اعلام کرده بود استوری اینا گذاشته بود که ۱۴م عروسیشه
منم همون موقع زیر پست تبریک گفتم
دیروزم باز استوری بدون چهره گذاشت بازم تبریک گفتم
امروز از همکلاسیای مشترک که با اون صمیمی تر بود عکس گذاشته بودن ۴ تایی
نتیجه میگیریم من هیچوقت انقد صمیمی نبودیم با کسی که بخواد عروسیش دعوتم کنه و این موضوعو الان متوجه شدم
یه دوست صمیمی داشتم که احتمال اینکه دعوتم کنه بود ولی خودم چون اون روزا حالم خوب نبود اصلا ارتباط نداشتیم با هم و اصن چند ماه بعدش از پروفایل نمیدونم کجا فهمیدم ازدواج کرده
و تازه بعدش که صحبت کردیم فهمیدم اصلا عروس نگرفته بودن و فقط شام
خلاصه این خلا رو امروز احساس کردم
چرا هیچوقت ارتباطم عمیق نبوده؟
میدونم البته ۶۰ درصدش تقصیر منه چون من همیشه دوری میکردم و خب عروسی هیچکس دعوت نشدم :)
و راستش یکم ناراحت شدم
میدونم تقصیر خودمه ولی بازم ناراحت شدم
دوم اینکه انتخاب طبیعی داروین میگه که ماده ها، نرهایی رو انتخاب میکنن که فصل جفت گیری صفات چشم گیر بیشتر و زیباتری دارن
مثلا پرنده پرهای دمش بلند میشه خوشگل میشه
شیر یال و کوپال داره
نمیدونم گوزن شاخهاش بزرگ باشه و بتونه ببره حریفشو تو جنگ
اینا اولا خوشگله :)
دوما به ماده این سیگنالو میده که این با این ظاهر دل همه رو میبره، مثلا شکارچی پس وقتی تا الان زنده مونده نشون مونده عرضه م داره میتونه درست و حسابی جون سالم به در ببره
غذا م که خوب پیدا میکنه که انقد خوشگله
هیچی دیگه دل میبازن ماده ها :)
چرا؟ چون ماده خیلی هزینه میده واس تولید مثل ،بچه هارم که به دنیا میاره، بزرگم که باید بکنه، آداب زندگی رم یاد بده
حالا من یاد یه خانم دکتری افتادم میگف من وقتی از شیفتام پست و استوری میذارم هیشکی نمیاد دایرکت
عوضش وقتی از باشگاه و تفریح و سفر و میکاپ میذارم دایرکتم پر میشه از پیشنهاد دوستی و فلان و...
بنظرم این خوشگلی جات سوشال مدیا مث همون صفات چشمگیره
مثلا طرف با خودش میگه دکتر که هست با وجود این ببین چجوری به خودش میرسه، ببین بلده خوشحال باشه، ببین پر از حس زندگیه
حالا شاید بگید خب که چی؟
هیچی خواستم بگم اگه میخوای چیزی تغییر کنه باید رویه رو عوض کنی
وگرنه نتیجه همون چیزی میشه که قبلا بود
سوم هم ولش کنین
یه روز دیگه مینویسم
متاسفانه چند دقیقه پیش خبر بدی شنیدم و اونم اینه که با انتقالی دوستم موافقت نکردن و امسالم باید بره شهری که ۱۱ ساعت از ما دوره و تدریس کنه
خیلی دلم میخواست بشه تا گاهی باهم بریم بیرون
خیلی دوست صادق و آدم دوس داشتنی ایه
ویژگی بدشم اینه که یه مقدار خسیسه وگرنه هیییچ بدی دیگه ای نداره
و خب درک میکنم و البته حقم داره با وضعیتی که ما داریم
میگف با انتقالی هیچکس موافقت نکردن حتی افرادی که بیماری صعب العلاج دارن
یاد یه چیزی افتادم
به منم مرخصی ندادن
من هنوزم امید داشتم اما با شنیدن یک چیز به کل امیدمو از دست دادم
شنیدم که یکی از همکاران من مبتلا به سرطان هستن تو همون منطقه
دختر بسیار جوان حدودا ۲۰ _۲۱ ساله
و مادرش هم بازنشسته آموزش و پرورش بود اتفاقا
و مدت زیادی از خدمتش هم تو همون منطقه بود
و وقتی شنیدم که به اونم مرخصی نمیدن و حتی انتقالی هم نمیدن یه لحظه مغزم سوت کشید
و جهان چند ثانیه ای واسم ایستاد
با خودم فک کردم چطور ممکنه؟
اصلا قوانین به کتفم
پس وجدان چی میشه؟
اون رئیس جنده چطور رئیس شده (خیلی ببخشید)
خلاصه اون لحظه فهمیدم تلاش من آب در هاون کوبیدنه
و یک ماه پیش به دلایلی به همکار سابقم پیام دادم
وسط حرفامون گف
به یکی مرخصی چند ساله با حقوق دادن
احتمالا شمام میدونین اون همکار عضو کدام بنیاد بوده مگه نه؟
و تازه اگه اشتباه نکنم سوادشم نمیدونم گف دیپلم ردی، یا همچین چیزی
ماده ۲۸ نمیدونم دقیق یادم نیس و حوصله ندارم برم تو پیاما بگردم و وقت باارزشم تلف شه
خلاصه خواستم بگم حالا حالاها مونده تا ما به انسانیت حتی نزدیک بشیم
دستیابی که بخوره تو سر رئیس جنده مون باز (بازم ببخشید)
کمک تو این پوزیشن ها خیلی مهمه
وقتی آدم یه قدرتی داره باید مواظب هیولای درونش باشه
همه مون داریمش اما خوابه
همینکه به یه جایی رسیدیم بیدار میشه
ولی خب وقتی یک جنده (بازم ببخشید) از پسش برنمیاد
در ضمن من از معنای این کلمه در این مسیر استفاده میکنم
کسی که از رو هوس میره جنده میشه
با کسیکه تو این مملکت واس اینکه از گشنگی نمیره سکس ورکر میشه هیچ کاری ندارم
یا کسیکه پدر یا شوهرش میفروشنش
یا کسیکه با ۶۰ سال بزرگتر از خودش ازدواج میکنه
اوضاع واس بعضیا اونقدر بده که حتی تصورشم سخته
یه مدت میگفتن برادران لیلا و ابدویک روز و...سیاه نماییه
اگه شمام فک میکنین سیاه نماییه در حد وسطی از خوشبختی قرار دارین
چون واقعا وجود داره فقط شما ندیدین فک میکنین خیالیه