هی میخوام کم خرج طور خانوم باشم نمیشه
ناخنامو سه هفته س دارم شکل و شمایل میدم که لاک بزنم امروز داشتم ظرف میشستم دوتاش شکست :(
یه چیز مسخره م واستون تعریف کنم
یه مدتی بود تو ذهنم بود یه کاری کنم جمع طوری ، همه دانشجوهای پزشکی بتونیم علوم پایه رو به بالین ربط بدیم
مخصوصا فیزیولوژی و بیوشیمی
بعد حالا این هی تو ذهنم بود انقد کار و مشغله پیش اومد نتونستم پیگیری کنم
امروز بچه ها علوم پایه داشتن و حدس بزن چیشده؟
هم آزمون اسفند هم این یکی کلا برگشته به حالت بای دیفالت
یعنی از ربط دادن به بالین دور شدن و اصل خود مطالب مهمه
اون چیزی که تو کتابا هست و البته با جزئیات
و یادمه اسفند ماه میگفتن چقد افتاده داشتیم
پس نتیجه میگیریم ایده ای که داشتم تاریخ انقضاش رسیده و دیگه فایده ای نداره
دلیلشم البته میتونم حدس بزنم ولی حوصله ندارم بنویسم
دیگه اینکه
هر روزی که میگذره و به مهر نزدیکتر میشیم یه کوچولو ناراحت میشم
وایی
باز یک عالمه کلاس
یک عالمه درس
ناهار های بدمزه و بو وایتکس بعضا
خستگی ها
صبح زود بیدار شدن
از هفته ششم_هفتم امتحان داشتن
هوووفففف
ولی جدی میترسم از آناتومی سر و گردن
هم خودش سخته هم استادش سختگیر
اینه که یواش یواش میخوام شروع کنم شده روزی نیم ساعت
یه نگاهی بهش بندازم
ولی واقعا اینجوری نیس این مثلا تضمین کننده نمره ت باشه
واس نمره خوب
هم باید در طول ترم خوند
هم روزای قبل امتحان خیلی خوند
چه بسا در طول ترم بخونی شب امتحان شل بگیری بشی ۱۲
یکی ام شب امتحانو جدی بگیره بشه ۱۶
یه دختر عمو دارم که بچه بودیم صمیمی بودیم
حتی نوجوانی
و چند سالی از جوانی مثلا ۲۰ سالگی
همیشه البته دوس داشتم منم مثل اون لباسای زیبا و نو بپوشم ول یخب هیچوقت نمیشد
و البته مورد توجه عمه م باشم که اونم هیچوقت نشد
ولی هیچوقت بهش حسودی نکردم چون دوسش داشتم
چون رفیق خوبی بود
بقیه چیزا تقصیر اون نبود
الان ولی فک میکنم خیلی با هم فرق کردیم
چند سالی هست ندیدمش
هی هر چند روز یه بار میرن بیرون و از غذا عکس میذاره
من حقیقتش مشکلی ندارم ولی دیگه اینهمه آخه
هی صبحونه هی ناهار
رو میزشونم جای سوزن نیس انقددد پره
بسه دیگه اح
متاسفانه به این نتیجه رسیدم که رفتار و حرف من بسیار روی اعضای خانواده تاثیرگذاره و انگار به جز تصمیمات خودم واس چند نفر دیگه م من باید تصمیم بگیرم
اینو از وقتی فهمیدم خیلی سنگینه واسم
چون همه انگار از من الگو میگیرن و خب منم آدمم
بعضی وقتا قاطی میکنم و احتمالا اون لحظه رفتار درستی نشوننمیدم
ولی من معمولا بلدم با هر کی چجوری رفتار کنم که از دلش دربیاد منتهی الگوبردار های عزیز فقط قسمت اولو خیلی دقیق ضبط میکنن
و البته تو یه یه سری مواردم که من خیلی گوشزد میکنم به حرف من گوش نمیکنن و ضرر میکنن و این هی باعث قویتر شدن مورد اول میشه
واس همین خیلی جدی دارم به یادگیری یسری چیزا فک میکنم که زودتر به استقلال مالی برسم و یکم بتونم دور شم
یکم بتونم احمق باشم
رها باشم
هر غلطی دلم خواست بکنمی باشم
راستی میدونستین زن و شوهرا از شرایط قبلی همسرشون واس تحقیرش استفاده میکنن؟
مثلا میگن بدبخت بیچاره خونه بابات اینجوری بودی الان اینجوری ای
این یه واقعیته و فک کنم ۹۹ درصد زوجین ازش استفاده میکنن
واس همینه که میگن اولا نباید همه چیزو به یارو(چه زنت چه شوهرت) بگی
دوما همیشه یکسری اصول مقابل اون باید رعایت شه
همیشه یعنی مهمون در نظرش بگیر وقتی رفتی خونه بابات
واس همینه میگن آدم همیشه تنهاست
چون هرگز یکسری پرده ها برداشته نمیشن و اگه بشن خیلی بدتر میشه و آدما یاد میگیرن یه سری چیزارو نگه دارن
ای چیزی که خودم میدونم چی ای
یه روز که خیلی دور نیست پیدا میکنم
و همه چیزو تغییر میدم
منتظرم باش
من زیاد پیج غریبه هارو ندارم
چند تا هستن که پابلیکن ولی بلاگر نیستن
مثلا
یکی آموزش زبانه که تو پیجش بیشتر از زندگی شخصی خودش میذاره نه صرفا آموزش زبان
راجع به کلاساش، اتفاقات مربوط به زبان،معرفی کتاب و فیلم زبان اصلی
یکی دیگه اما که الان میخوام بنویسم راجع بهش
پزشکن اما روان شناسی هم خوندن و به عنوان روان شناس اصن کار میکنن
اون روز دیدم یه استوری گذاشتن
وصیت یکی از اساتید خودشون به ایشون
بلا بلا بلا
آخرشم نوشته بودن یادتان باشد برگردید (شاید واس تحصیل رفتن خارج از کشور) و این مردم بدبخت را نجات دهید
اون روز که این استوری رو دیدم با خودم گفتم دیگه پیاز داغشو زیاد کرده
میتونست از کلمه ی دیگه ای استفاده کنه
بدبخت بار معناییش زیادی منفیه
Too much ه در واقع
ولی امروز با دیدن چند تا توییت توی توییتر
فهمیدم که نه
اتفاقا استاد خیلی کلمه خوبی انتخاب کردن
واقعا مردم بدبخت کلمه شایسته ای هست
هر چقد سعی میکنم با پیش بردن اکانتم تو توییتر
به سمت فن اکانت
یعنی همش اخبار سلبریتی و گروه مورد علاقه م بیاد تو تایم لاینم
باز توییت فارسی از یه جایی رخنه میکنه و وارد میشه
توییت در مورد بدبختی پزشکان، بدبختی مردم، شوخی و جفنگیات با مسائل حیاتی، حسودی به رتبه یک، چه کرم پودر و کانسلیری بزنیم؟ ، دوس پسر دوس دختر و ...
وایی
از کارای خونه خسته شدم
تمومی ام نداره
امروز تولد بچم کوکه
تولدت مبارک کوکو
هم سنیم ولی تو کجا منکجا؟
راستی در مورد رتبه یک
من از سایت قلم چی فهمیدم والدینش پزشکن و فک کنم اصن اولین نفری بودم که اینو تو یه چنل کنکوری گفتم
الان میبینم کل توییتر پر شده
هرگز منکر امکانات موجود برای شکوفایی یک استعداد نشید
اینو آزاد اندیشانه از من بپذیرید و به بقیه چیزایی که نوشتم ربطش ندید
عُرضه م مهمه ولی امکاناتم مهمه
کلا تفکرات صفر و صدی رو دور بریزید
اینا به کنار
این عکسای شخصیش ت روسیه و فرانسه رو کی پخش کرده؟
یا فامیلاش یا دوستاش دیگه
کلا هر کی تو پیج شخصیش بوده
کون اصلی ای که سوخته کون اونا بوده که این عکسارو پخش کردن
ببخشید البته رک گفتم
بازم به کنار
رتبه یک شدن واقعا به درجاتی از نبوغ هم نیاز داره
البته از کسی که صاحب همچین والدینی هست همچین هوش و پشتکاری انتظار میره
لذا رها کنید بره
چون دو سه روز دیگه با یک خبر یا شایعه جدید دیگران هم ول میکنن میره