وبلاگی برای خودم

تقریبا از هر موضوعی که از ذهنم بگذره اینجا می نویسم :)

وبلاگی برای خودم

تقریبا از هر موضوعی که از ذهنم بگذره اینجا می نویسم :)

زن روز

من قبول دارم و کاملا واضحه که همه ی ما یه سری ایراد تو ظاهرمون داریم 

حالا یکی از شرکت کننده های این برنامه که همون کپی شو های خارجیه که میان استایل میزنن و چند نفرم امتیاز میدن و...

داشتم میگفتم یکیشون از بقیه یه مقدار وزنش بیشتره 

و خیلی خیلی هم بدنش نرماله 

نرمال یعنی چی؟ یعنی همه ی کسایی که معمولی زندگی میکنن و آدمای عادی 

شکم داره ، پهلو داره 

بعد هر سری این بنده خدا یه چیزی میپوشه که اینا دیده میشه 

هی میگن 

نه 

این برات کوچیکه 

نه این پشتش که لخته این پهلوهاتو نشون میده تو باید لباسی بپوشی که اینا دیده نشه 

اولا که گند بزنن تو مغز بعضی خانمای ایرانی 

احتمالا آقایانو بشه هدایت کرد 

ولی اینا هیچوقت اصلاح نمیشن 

خوبه تو این کشور حجاب اجباریه وگرنه همه رو میگاییدین با این قضاوتا 

خب الاغ 

آزادی یعنی چی؟

یعنی هر چی دلش میخواد بپوشه و خجالت نکشه 

بدن نرمال اینجوریه دیگه 

من نمی‌فهمم

خاکتوسرتون 

مانکن میخوان

خلاصه این دختر بیچاره هی هر دفعه سعی میکنه یه جوری اینارو بپوشونه انقد که هر سری بهش گفتن 

بعد شما فک میکنی اینا از ذهنش پاک میشه؟

بخدا که نه

گیر میده به خودش که زشتی 

مث بقیه جذاب نیستی 

ارزشت کمه 

جا داره باز اشاره کنم خاکتوسر داوراش مخصوصا یکیشون که اگه برنامه رو ببینید می‌فهمید کدومو میگم 

در آخر 

هر خری که مث اینا فک میکنه 

بدونه که بدن اونجوری صاف و صوف و قلمبگی هایی که شما خوشتون بیاد 

نیازمند ورزش و تغذیه بسیار حساب کتاب شده س 

پس زر مفت نزنین 

ا چقد اعصابم داغون شده بودا 

آخیش 

حالم جا اومد چند تا فحش به اینا دادم 

?Do you even see me

فک کنم میدونین من چقدر یه نفرو دوس داشتم 

نمیتونم بگم الان دوسش دارم 

اما نمیتونم اینم بگم دوسش ندارم 

یه چیزی بین این دو تا 

نمیدونم هر چقدر ازش میگذره کمرنگ تر میشه ولی از بین نمیره چون گاهی یه اتفاقی میفته 

مثلا جایی که دیدمش دوباره میرم 

یا یکیو میبینم شبیهشه 

یادش میفتم 

و همیشه واسم سواله چرا همچین احساس عمیقی بهش داشتم 

و چرا با این وجود اون ، اینجوری نبود 

چون اینهمه احساس من نمیتونست بی دلیل باشه 

ولی وقتی همه چی اون زمان و اتفاقاتو مث یه پازل میذاری کنار هم 

باید همینجوری شروع و همینجوری ام تموم میشد 

دقیقا با همون ترتیب 

همون حرفا 

فقط این وسط احساس من زیادی بود 

خیلی زیاد 

واس همین مدت خیلی زیادی گذشت تا این احساس از بین رفت 

واس همین میگم دوسش ندارم 

ولی یه احساس دیگه دارم که نمیدونم چیه 

مطمئنم اگه یه نفر دیگه بیاد تو زندگیم دوسش خواهم داشت 

خیلی زیاد 

اصلا بخاطر همون احساس به هیچکس نزدیک نمی‌شدم 

احساس می‌کردم هم به خودم دروغ میگم هم به دیگری 

و واقعا اینکار از من برنمیاد 

نمیتونم به خودم دروغ بگم 

امشب یه آهنگ شنیدم که منو یاد اون  انداخت 

دوس ندارم یادش بیفتم ولی مغزمو نمیتونم ریست کنم

درسته که الان حسی بهش ندارم 

ولی این آهنگ انگار منو تو اون زمان توصیف میکنه 

و قوی ترین کلمه ش Decalcomania ست که یه کلمه فرانسویه و معنیش تقریبا این میشه که میخوام یه انعکاسی از تو باشم 

من واقعا میخواستم انعکاسی از اون باشم 

و خواننده ش  اصلا این آهنگو منتشر نکرد چون معتقد بود خیلی غمگین بوده 

فقط دِموش پخش شد 

داستان منم خیلی غمگین بود

کاش اولین تجربه علاقه م به یه نفر، اینجوری نبود 

انقد تلخ و غم انگیز 

من روز تولدم چند تا هدفگذاری کردم 

همشم مربوط به شخص خودم بود 

مثلا اینکه وزنم فلان قدر  شه 

زبانمم پیشرفت کنه حداقل یه لِوِل 

فک کنم اصن همین دو تا بود 

حالا دقیق یادم نیس اون چنلو ندارم دیگه 

ولی خواستم بگم ۶ ماه گذشته و ۶ ماه مونده فقط 

کمتر از ۶ ماه 

ولی حتی یه قدمم در راستای این اهداف پیشرفت نکردم

نمیتونم بگم کاری نکردم 

ولی چون الکی بوده و جدی نبوده و استمرار نداشتم هیچی به هیچی 

همینجا میگم که تا تولدم این دو تا رو عملی میکنم 

زبان اولویت دوممه 

ولی تا تولدم میرسم به اون وزنی که میخوام 

بلکه م زودتر 

پس از امروز جدی پیگیر میشم 

Moment

امشب بیشتر از هر شب دیگه ای کمبود اس ۲۴ اولترا رو حس میکنم 

بخاطر blood moon 

فک کنین کنارم نشستین

رو پله ها

پله ی منتهی به پشت بوم 

نسیم نسبتا تندی هم می وزه که شاید نشه بهش گف نسیم

و در حالیکه اهنگ DAISIES از جاستین بیبر داره پخش میشه و با صدای جیرجیرکا میکس شده و البته ماشینایی که رد میشن 

داریم چیزای که نوشتمو می‌نویسیم 


امیدوارم نمرات دروس باقی مونده ۱۷ یا ۱۷ به بالا باشه

یکی دو تا استادم وعده شیفت دادن امیدوارم خلف وعده نکنن  

وگرنه معدلمو به چوخ رفته بدونین 

و باید بگم بابتش ناناحتم 

ترم پیش خوش خوشانم بود 

باید جدی تر واس درس خوندن ترم بعد تصمیم بگیرم