بیاین یه چیز فان بگم بهتون
دیروز صبح گزارشو آماده کردم و تصمیم گرفتم دستی بنویسم
حتی تو گروهم پرسیدم و گفتن باید دستی باشه
زیرش یکی دیگه از بچه ها اومد گف من تایپی دادم و استاد قبول کرده
منم گفتم ریسک نمیکنم
فک کنم گفتم شب قبلش همون شبی که دعوا داشتیم
یه صفحه نوشتم و بعد از دور نگاه کردم دیدم کجکی رفتم تا پایین
تصمیم گرفتم صبح از اول بنویسم
دو تا آچهار برداشتم یه خط کش بلندم دارم خط کشی کردم
تعریف از خود نباشه خطم خوبه
هر کی دیده پسندیده
بعد واس اینکه تأثیر خوبی رو استاد بذاره با اون خط خوشگلم که واس هر چیزی استفاده نمیکنم شروع کردم نوشتن
چون دیگه خیلی وقت گیر میشد فقط صفحه اولو کادر کشیدم
و بعدم میخکوب زدم و تمام
امروز به دلایلی عجله ای رفتم بیرون
و به محض اینکه از در اصلی دانشکده رفتم تو و با چند تا از بچه ها سلام علیک کردم
(هی ام سعی میکردم اسمشو نو به یاد بیارم ، من عادت دارم اسم طرف مقابلو میگم مثلا فلانی چطوری و ...) به طرز شگفت انگیزی اسم هیچکدومو یادم نبود مثلا احوال پرسی تموم میشد بعد اسمو یادم میومد
خلاصه
دو دقیقه گذشته بود و یکی پرسید گزارشاتونو آوردین؟
و من فهمیدم جا گذاشتم
عجله ای رفتم از چت جی پی تی درآوردم و تبدیلش کردم به ورد و رفتم چاپ و تکثیری چاپ کردم
و همونو تحویل دادم.خط خوبمم موند واس خودم
البته تا آخر هفته انگار فرصت داده استاد
نمیدونم ببرم یا نه
امتحان بعدی بسیار گردن کلفته و نیازمند تمرین زیاده
هیچی اینم از امروز
ولی خوب امروز یکی پست صبح بود
یکی ام شماره صندلی منم جوری بود میفتاد سالن طبقه دوم
که خیلی گرمه
ولی گفتن همون سالن طبقه پایین بشینین
منم یه جا پیدا کردم نشستم
بعد یکی از پسرا اومد گفتم شماره منه این
منم جامو عوض کردم معمولا چون جلوترین ردیف مراقبین زیادن کسی داوطلبانه نمیشینه
دلیلشم نمیدونم واقعا
من که تا حالا نه تونستم تقلب بدم نه بگیرم
دیگه نشستم چون جا نبود
اصلنم حواسم به کولر گازی نبود
وایییی نمیدونین
این هوای خنک که میومد
میتونستی چشماتو ببندی مدیتیشن کنی
عین تراپی بود واسم سر جلسه
امیدوارم امتحان بعدی شماره خودم ۱ باشه که دقیقا بتونم همونجا بشینم
بعدا نوشت: این استادام مارو گیر آوردن
اسم فارسی میخونیم انگلیسی سؤال میدن
انگلیسی میخونیم فارسی سؤال میدن
دیگه همینجوری با رد گزینه زدم و فهمیدم سیفلیس همون سوزاک نیس شمام بدونین
بعد داده بود شبه حصبه خب بگو تیفوئید از رو ئیدش فهمیدم که شبهه
من نمیدونم
یک نفر دلش نمیخواد زندگیشو به اشتراک بذاره میگن زیرزیرکی داری یه کاری میکنی
خب چه ربطی داره
شما از چی عکس میذارین؟ کافه رفتن
من دوس ندارم برم کافه
از مسافرت میذارین
پول ندارم برم
از شوهر و بچه تون میذارین
شوهر ندارم
بارها شنیدم
بعد حذفم میکنم اینو میگن بهم
درحالیکه با هیشکی کاری ندارم
اتفاقا حذف کردم آپدیت بقیه رو نبینم به چه دردم میخوره آخه!
چرا انقد دوس دارین سرتون تو کون بقیه باشه؟
تازه یه سریام هستن چند بار درخواست دادم اصن قبول نکردن
البته همش به درک
چون سلبریتی عزیزم چندین عکس تپل از خودش گذاشت همه رو شست برد
الانم برم به مرورای قبل امتحانم برسم
شما کافیه به یه چیزی اصرار کنین و خونواده تهیه ش کنن و بعد به هر دلیلی ادامه ندین و تا ابد سرکوفت بشنوین
مثلا من دو بار باشگاه ثبت نام کردم
دفعه اول سه روز رفتم
دفعه دوم یه هفته
و حالا هر وقت اسم باشگاهو میارم ....
ولی این دفعه میخوام برم
چرا؟ چون این دفعه واس خودم میخوام برم
نه دیگران