وبلاگی برای خودم

تقریبا از هر موضوعی که از ذهنم بگذره اینجا می نویسم :)

وبلاگی برای خودم

تقریبا از هر موضوعی که از ذهنم بگذره اینجا می نویسم :)

برشی از امروز

شاید سالها بعد خوندم امروزو خوندم 

امروز حالم خوب نبود 

با اینکه سعی کردم بروز ندم اما مودم پایین بود، امتحان فیزیولوژی عصب داشتم از ۴ فصل گایتون که واقعا حجمش زیاد بود و امتحانم حجمش زیاد بود نمیدونم اوضاع چطوره چون چک نکردم و حوصله هم ندارم چک کنم 

خود صبحم فیزیو داشتیم که استاد حضور غیاب نکرد 

تایم دومم ویروس داشتیم که کنسل شد 

شب خیلی دیر خوابیدم شاید ۲ 

واس همین صبح به زور بیدار شدم ولی اگه میدونستم کلاسا قراره اینجوری بگذره، بدون حضور غیاب و کنسل شدن، نمیرفتم دانشگاه 

فردا کلاس نداشتیم ولی باکتری کلاس جبرانی گذاشته اونم دو تا 

یکی ۸.۵ تا ۱۰.۵

یکی ۴ بعدازظهر 

در نتیجه تا ۶ دانشگاهم 

امروزم ۵ برگشتم 

تصمیم گرفتم کم کم نورواناتومی و سروگردنو شروع کنم بخونم چون درسایی نیستن که سه چهار روزه تموم شن 

خیلی خیلی سختن

خیلی سخت 

فردا باید اموزشم برم ببینم تکلیف اون نمره هام چی میشه بالاخره 

از آموزش حامله م (با عرض معذرت)

باید پول جمع کنم چون میخوام یه چیزی بخرم 

انقد خسته م که حوصله ندارم یه اپلیکیشن از پلی استور دانلود کنم ولی اومدم تا اینجا اینارو بنویسم 

میخواستم کفش بخرم اما شاید پولشو بدم همون چیزی که گفتمو بخرم

بهرحال که من همیشه نامرئی بودم چه اهمیتی داره چی بپوشم 

هیچکس منو نمیبینه 

با اینکه درسام واقعا سرسام آور شده شروع کردم به یاد گرفتن یه چیزی 

چون وقتی سرم شلوغه عملکردم بهتره 

باکتری هم شاید فردا درس بپرسه ولی من نخوندم شاید زود خوابیدم و صبح زود بیدار شدم و جزوه نوشتم 

جلسه پیش کلاس تو امفی تئاتر بود درنتیجه ویس درست و حسابی هم نداریم 

حالا بیا و مطالبی که گفته رو جمع کن 

باورم نمیشه من یه زمانی می مردم کاس خوندن این رشته 

ولی الان ...

بدم‌نمیاد 

فقط...

نمیدونم چجوری توضیح بدم 

اگه همه آرزوهامون این شکلی باشن چی؟

اگه تا وقتی می میرم همینجوری باشم چی؟

چرا همش میخوام برم بالاتر؟

مگه اون بالا چه خبره؟

مگه اینجام اون بالایی نیست که وقتی چند پله پایینتر بودم میخواستم ولی هیچ فرقی با اونجا نداره جز اینکه بیشتر میبینم و بیشتر رنج میکشم؟

یادتونه گفتم یه اشنایب داریم خیلی پولداره ؟

خیلی خیلی پولداره

مثلا شاید داراییش ۲۰۰ یا شایدم ۴۰۰ میلیارد باشه 

دلم‌میخواد بدونم دنیارو چطوری میبینه

دلم میخواد جای اون باشم؟ چون فک میکنم خوشحاله؟ 

پله بالاتر الان زندگی من داشتن کلی پوله 

میخوام جاهایی برم که فک میکنم قشنگن 

از حالا دارم اوس اون پول بزنامه میریزم

مسخره س ولی خب 

زورم به مغزم نمیرسه 

فقط یه چیز تو این دنیا از پول بالاتره 

اونم سلامتیه 

ولاغیر 

get fun, get sun

مدتها پیش یه مکالمه ای در حضور من اتفاق افتاد که یکی از دیگری دلیل طلاق شخص سومی رو میپرسید 

دیگری گف به ما چه شاید اصن تو تخت خواب مشکل داشتن 

منم از اون موقع یاد گرفتم هیچوقت نباید دلیل این موضوعو پرسید چون شاید واقعا مشکل تو تخت خواب باشه و اونوخ انتظار چه جوابی داری مثلا؟ بیاد واست توضیح بده؟ که صرفا فضولیت برطرف شه 

و بعدش به این فک کردم که چرا واقعا هیچکس این چیزارو یاد نمیده به دیگران

الان شاید واس یه نفر که زیر ۲۵ سال یا حتی ۲۰ ساله صحبت درباره این چیزا (با توجه به بستر فرهنگی رشد شخصیت ما ها ) چندش و یا بی حیایی بنظر بیاد ولی واقعا مهم نیس؟

خب اینم یکی از ابعاد زندگیه

اوکی خیلی مهم نیس به اندازه بقیه ابعاد ولی به هر حال وجود داره 

با دیدن فیلمم کسی چیزی یاد نمیگیره 

چون اسمش روشه : فیلم

مثل اینه که شما با رفتن به اینستاگرام کتاب واس خوندن انتخاب کنی (که البته خیلیا اینکارو میکنن و میتونم امضا بدم هر چی تو اینستا  واس کتاب ترنده، آشغاله)

ولی یه چیزی هس که خیلی به سواد جنسی کمک میکنه اما راستش میترسم بگم

احتمالا خودتون میتونین پیداش کنین بعد از کنکاش 

ولی جدی مهمه ها 

بنظرم انقد مهمه که حداقل نباید دلیل جدایی دو نفر باشه چون یه مهارته و میشه کسب کرد

واس همین لطفا اگه متاهلین و حس میکنین مشکلی وجود داره حلش کنین 

میدونم کسایی هستن که تخصصشون رفع این مسائله اما بنظرم تو کشور ما همه چی کلاهبرداریه پس خودتون حلش کنین 

انقد مدیا وجود داره که منبع مناسب پیدا کنین و مشکل خودتونو حل کنین 


E.T.A

بعضی وقتا انقد دلم واس نوع خاصی از سبک زندگی تنگ میشه که حس میکنم تو زندگی قبلیم شغلم اون بوده و زندگیم اونجوری بوده 

وگرنه اینهمه "دلتنگی" توضیح دیگه ای نمیتونه داشته باشه

دقت کنید

میگم دلتنگی 

نه حسرت 

انگار تجربه شو داشتم 

انگار سختیاشو کشیدم 

انگار لذت بردم از لحظاتی که درخشیدم 

خوابم خیلی کم شده 

۵ یا ۶ ساعت 

ولی باهاش اوکی شدم 

اون روز استاد میگف کسانی که خواب عمیق ندارن مستعد ابتلا به آلزایمرن 

من خداروشکر خوابم عمیقه چون مث سگ خسته میشم در طول روز 

خواستم به شما هشدار بدم اگه عمیق نمیخوابین حواستون باشه 

خودتونم به قرص نبندین 

با ورزش شروع کنین 

دیگه اینکه 

دانشگاه با ورود ترم اولیا یه حال و هوای دیگه ایه

چون گیج میزنن از دور مشخصن 

حالا میفهمم چجوری میفهمیدن ما ترم اولیم 

خیلی با نمکن 

معذبن

همش آدرس میپرسن

همیشه م یه مقدار استرس مشهود دارن 

واس همین قابل تشخیصن

اهنگ : E.T.A    از جاستین خان بیبر 

سواد انگلیسی مونم ببریم بالا 

E.T.A مخفف estimated time of arrival ه

املاشو مطمئن نیستم خودتون چک کنین

یعنی همون: 

 تقریبا کِی میرسی؟

کذایی

امروز یه اتفاقی افتاد که اصلا دلم‌نمیخواد مرورش کنم 

اما به قدری اعصابمو خرد کرده که نمیتونم راجع بهش ننویسم 

پیشاپیش از فقدان عفت کلام تو متنی که قراره بخونید متاسفم و عذر میخوام ، متاسفم که اینجوری شدم 

امروز انگار جنده خانم تشریف بردن کلا

دو هفته پیش تایید نمراتم دستش و وارد کردن نمرات تو سایت کار دو  دقیقه س ولی از اونجایی که فقط دو تا نمره بود کار احتمالا ۳۰ ثانیه س 

نامه تاییدو شخصا دیدم همراه رئیسش  رفتم اتاقش

گفتم حتما دیگه تو سایت میزنه 

هر روز چک کردم و نزده بود

امروز رفتم میبینم نیس

با توجه به اینکه حامله بود حدس میزدم به زودی بره 

ولی عقده ای خانم تو این دو هفته این دو تا نمره رو نزده 

حاضرم قسم بخورم که بهتر از همه دانشجو ها منو میشناسه از بس منو کشونده اونجا 

پس احتمال اینکه یادش رفته باشه صفره 

می مونه یه چیز 

عمدا نمره هارو نزده 

امیدوارم بچه ش سالم به دنیا بیاد و خودشم به سلامت فارغ بشه ولی همونقد که منو اذیت کرد بگا بره ایشالا به امید خدا 

مورد دوم 

اتفاقی که افتاد

شما بای دیفالت وقتی میری بیرون 

هر کاری داری 

میخوای هر چی بخری از یه ادامس گرفته تا چه میدونم کمپانی 

تاکید میکنم هررر چی میخوای بخری

پیش فرضو بر این بذار که تا دسته میخوان بکنن توت 

پس تا میتونی دقت کن و مشورت کن و عجله نکن

و اگه خودت چیزیو انتخاب کردی بخری به هیچ وجه عوضش نکن

چون فروشنده ها از اصلی که گفتم پیروی میکنن 

لحظه ای به قدمت ۱۰ سال

کاش هیچوقت تو دانشگاه تنها نشم

چون وقتی تنها میشم تو خیلی پررنگ میشی 

همش تصورت میکنم روزایی رو که اینجا بودی 

تصور میکنم تمام عکسایی که اون موقع میذاشتی رو تو نقاط مختلف دانشکده 

دلم برات تنگ میشه

اگه زمانای قدیم بود که کلا گوشی و مدیا نبود خیلی بهتر میشد 

چون با تکرار این اتفاق ممکنه دلم بخواد حالتو بپرسم و این خطرناکه 

و بدتر اینکه با حس کردن اینکه احساسی که بهت داشتم زنده شه واقعا نمیتونم کنار بیام 

حتی ممکنه همین الان بهت پیام بدم و حالتو بپرسم

بپرسم که گذر این سالها چه به روزت آورده 

بپرسم حالت خوبه 

بپرسم خوشحالی 

بپرسم میخوای با کسی درد دل کنی 

بپرسم چقدر غصه خوردی 

بگم همیشه میتونی رو من حساب کنی

بگم با نبودنت و نداشتنت کنار اومدم و زندگی کردم

بگم تو هیچوقت فراموش نشدی

بگم قلب من هرگز اشتباه نمیکنه و وقتی فراموش نشدی یعنی هنوز نقطه پایان نرسیده 

بگم چقدر غصه خوردم

بگم چقدر منتظر موندم

......