وبلاگی برای خودم

تقریبا از هر موضوعی که از ذهنم بگذره اینجا می نویسم :)

وبلاگی برای خودم

تقریبا از هر موضوعی که از ذهنم بگذره اینجا می نویسم :)

م‌.س

انقددد سر چیزای چرت بهم دروغ نگووو

بهم دروغ نگو

بهم دروغ نگو 

چون یهو میذارمت کنار 

این اولین و اخرین هشداری بود که بهت میدم

یه بار دیگه

فقط یه بار دیگه بفهمم بهم دروغ گفتی دیگه اونجوری الان هستم باهات رفتار نمیکنم 

اینجام نوشتم که نه یادم بره نه نادیده بگیرم 

fucking witch

پیشاپیش عذرخواهی میکنم بابت واژه های مثبت هفتادی که استفاده خواهم کرد 

کاملا شخصیه قسمت اول داستان ولی چون الگوی ثابتیه مینویسم 

یه مادربزرگ فتنه ای داریم 

ایشون برا اینکه نظر خودشونو تو ماتحت ما بکنن از این تکنیک استفاده میکنن 

مثلا به دختر شماره یک میگه دختر شماره دو در مورد این موضوع موافقه فقط تو مخالفی

به دختر شماره دو هم میگه یک موافقه تو مخالفی 

و نمیذاره این دوتا مستقیم در ارتباط باشن چون قبلا  مهره هارو طوری چیده که این دو تا با هم برخورد نداشته باشن

و اینجوری هر دو رو راضی میکنه 

تکنیک دوم جادوگر اینه که از مهره دوم استفاده میکنه

یعنی اون دختری که همیشه صاحب نظره و میتونه توجه جلب کنه میدازه جلو میگه تو راضیشون کن 

اونم میفته جلو 

و مخالفا و موافقا میفتن به جون هم سر یه موضوع

خودشم لم داده داره بررسی میکنه که به موقعش موضعشو اعلام کنه

شده حکایت کلاس ما

یه شبکه ۴ نفری داریم

اینا راه میفتن تاریخ امتحان عوض میکنن، کنسل میکنن، تعیین میکنن 

کیا رو میندازن جلو؟ نماینده این ترم و ترم پیش

کیا رو به جون هم میندازن؟ موافقا و مخالفا 

خودشونم سکوت مطلق ، حتی تو نظرسنجیام نیستن

چی به نماینده ها گفتن

با مسئولین صحبت کردیم موافقن

چی به مسئولین میگن؟ همه دانشجوا موافقن 

و اینجوری سر مارو گول میمالن 

در صورتیکه نه اونا تاییدو دادن

نه اینور همه موافقن

اینجوری در نظر میگیرن که بشه 

و این دفعه چندمه داره اتفاق میفته وگرنه من انقد باهوش نیستم دفعه اول بفهمم

و همه م میدونن ولی لال مونی گرفتن

اول اینکه من اون شبکه ۴ نفری رو گاییدم

دوم از اینکه اینجوری خر فرض میشیمم خسته شدم

سوم اینکه دعوا تو کلاس هیچ فایده ای نداره واقعا ولی همینو غیرمستقیم تو گروه گفتم که همونا بخونن

چهارم اینکه من مخالف اینم امتحان عقب بیفته ولی همه موافق باشن نمیدونم چیکار کنم

واقعا تنم میخاره واس مالیدن پوز این عنترا 

اگه کوتاه میاییم صرفا بخاطر نفع کلاسه ولی دیگه داره رو مخ میره 

از اونجایی که شرایط خوابگاهیام خوب نیس نمیدونم چیکار کنم 

چون امضای صددرصدی لازمه واس عوض شدن تاریخ امتحان 


کِریولیت

یک دوستی داشتم دوران دبیرستان

نمیدونم اینجا نوشتم یا نه یادم نیس

روز اولی که رفتم دانشگاه روز آخری بود که اومده بود کاراشو انجام بده 

من چون جایی رو نمیشناختم چشمم به اسم رو اتاقا ببینم آموزشو پیدا کنم

اون در واقع منو صدا زد 

بعد احوال پرسی و این حرفا

گف بذار یه چیزی بهت بگم

هر کی اینجا گف نمیخونم از همه بیشتر میخونه همه دروغ میگن، همه م میخونن

من امروز این حرفش برام ثابت شد 

یه قانون نانوشته س انگار 

اگه ندونی حرف مفته روت تاثیر میذاره

همه مث سگ میخونن 

نبینمت دیگه ...

دوستان 

بر طبل شادانه بکوبید نمره زبانم اومد 

دیگه قیافه نحس استادشو نمیبینم 

ببین 

ماجرای من و این استاد یه طوری شده که..

شما فرض کنین اسم من رویاست 

فامیلی استادمم بهرامیه 

اون روز فهمیدم یکی از دوستام ماجرای منو واس خواهرش که امسال قبول شده و از قضا اونم دروس تطبیقی داره تعریف کرده

بعد خواهرشو دیدم 

یکم مکث کرد گف 

آها، رویا 

رویای بهرامی 

یعنی منو با اسم نحس استاد زبانمون یادش اومد 

خلاصه نمره ش اومد و خلااااصصصصصصص 

فقط یه ۰.۵ نمره از چیزی که پیش بینی میکردم کمتره که خب اونم فدا سرم

ولی ای کاش خدا یکم پررویی به من اعطا میکرد 

میرفتم پیشش که بهش بگم

راحت شدی؟ الان آروم گرفتی بی ناموس؟ مشکلات زندگیت همه حل شدن؟

این زبان تخصصی رم‌ بدم امتحانشو 

یه چند تا جدول گیر و گور دار داره از حالا باید حفظ کنم 

الان خواستم عنوانو بنویسم نمیدونم اسمش شیرزاد بود انوشیروان بود 

چی بود جمشید بود...

خب رفتم اسمشو فهمیدم ولی چون با چیزایی که گفتم خیلی فرق داشت نمینویسم

ایز دیس فاکین کیل یو تو؟

امروز یه چیز عجیب فهمیدم دوستان

مسئول آموزشمون خندید 

کن یو بلیو دیس؟

خندیدددد 

البته رو به ما نه 

به پدری که آمده بود واس فرزندش انتخاب واحد دستی کنه وووووو

دکتر بود 

خیلیم آقای تر و تمیزی بودن واقعا 

همه چیش نو بود

لباسا و کفشا 

و تمیز البته 

و آراسته 

یکی دیگه م داریم باباش رئیس بیمارستان یا همچین چیزیه جایگاه ویژه داره نزد اساتید 

این امتحان داغونم کرد 

فقط سه ساعت خوابیدم 

البته بعدازظهرم یه یه ساعتی شاید 

ولی دیشب سه ساعت 

و داشت میکُشتم کم خوابی 

از امتحان متنفرم 

از امتحان متنفرمممم

در ضمن اخلاقو برداشتما 

گفتم نهایتش حذف میکنم دیگه اگه دیدم حوصله ندارم 

بازم اسفند امتحان دارم 

بخدا خسته شدم 

هیچی دیگه واس ریکاوری جواب نمیده 

سریالم همش آشقال (میدونم آشغال درسته)

الان مغزم داره میپوکه ها ولی نمیتونم بخوابم 

پاشم یه ویدیوی زبان باحال ببینم 

به چه دردم میخوره؟ هِچی فقط از سریال بهتره