برای اولین بار به اهالی منزل دروغ گفتم که کلاس کنسله و غیبت کردم
حالا نه که مهم باشه ولی منطقی نبود
اصلا با منطق جور درنمیاد که واس ۱ ساعت بیشتر خوابیدن
یه کلاسو از دست بدی
بعلاوه سرویسم از دست بدی و مجبور بشی اینهمه راهو خودت بیای تا دانشگاه
به قول شاعر که میگه
ولی من کردم
نه که فک کنی دنبال سردردم
صرفا دلم خواست و انجامش دادم
البته اگه اهالی منزل بفهمن دروغ گفتم دارم میزننسر یک ساعت بیشتر خوابیدن بدون دلیل منطقی
الانم پشت در کلاس وایستادم تا تموم شه واس درس بعدی برم تو
قبل عید درخواست داده بودم واس یه سری نمرات
هنوزم که هنوزه همون آش و همون کاسه
خیلی وضع مزخرفیه
من نمیدونم این کارمندا کی کار میکنن
دهنم صاف شدفک کنم یه نذری چیزی باید به گردن بگیرم واس
این کارای نمراتم
عاغا نمراتم درست شه و اون تطبیقیا ثبت شه
ویدیو های درشی ای که دارم میفرستم واس یه نیازمند
دیگه ظاهر شدن نیازمند و درخواست دادنش با خودت
همین الان میرم ویدیو هارو پیدا میکنم
تو سالهای اخیر به این نتیجه رسیده بودم که پزشکی یک رشته ی اعیونیه
یعنی چی
یعنی دووم آوردن تو شرایط سخت پزشکی نیازمند اینه که بقیه ابعاد زندگیت خیلی پرفکت باشه تا اون فشار و استرس کمی دور بشه و ریکاوری بشی
با شنیدن خبر خودکشی یه رزیدنت دیگه
دوباره این باور مهر تایید خورد
رزیدنتی که ۱۵ روز مونده بود تا فارغ التحصیل بشه و
آخرین کشیکشم رفته بود تا از کسانی که ضامنش شده بودن خسارت نگیرن
همون اول تعهد میگیرن که اگه نتونی این ۴ سالو تموم کنی
حتی مرگ
باید خسارت بدی
چند میلیارد
و پدرشونو از دست داده بودن و مادرشونم بیمار و خرج خودش و مادر و دو تا خواهر یا برادرشو میداد
معلومه که آدم دووم نمیاره
مگه ماها از سنگیم؟
مگه احساس نداریم؟
مگه خسته نمیشیم؟
مگه احتیاج به حامی نداریم؟
و باز هم مهر تاییدی به اینکه دنیا واقعا جای ناعادلانه ایه
امیدوارم در آرامش بخوابی و از هیاهوی دردناک این دنیا رها شده باشی
در یک تصمیم یهویی
تصمیم گرفتم اسممو عوض کنم :)
نمیدونمپس این مدارک و اینام چی میشه
شونصد جا اسمم در جریانه
یه ساعت خوابیدم کل ساعات باقی مونده رو داره داغون میکنه
انگار مستی چیزی ام
زمان و مکان از دستم خارج شده
کاش میپریدیم به ۱۰ تیر
و شروع تابستون
خیلی خسته م
و خیلی استرس دارم
بابت چی؟ امتحانات
و همین باعث میشه از خورد و خوراک بیفتم
خیلی خسته م
ولی خوابم نمیبره
چرا؟
بازم بابت امتحانات
ولی بیا یه جور دیگه نگاه کنیم
به درک
نه؟
هر چی شد، شد
راستی امشب دومین استوری رم گذاشتم
و از این به بعد چون درگیر امتحانا خواهم بود بعید میدونم وقت کنم بهش فک کنم
با فیلتر گذاشتم با اینکه دوس نداشتم ولی
چون فردا دیر میشد دیگه مجبور شدم یکی که از همه بهتر بودو انتخاب کنم و بذارم
و فک کنم دیگه آخریش باشه
شایدم نه
نمیدونم
چون من اطلاعاتی از کیس مورد نظر ندارم اما فک میکنم مث خودم باشه
مدتهاست با کسی تو رابطه نبوده یعنی حدس میزنم وگرنه تا حالا اینتراکشنی باهم نداشتیم
و داشتم پشیمون میشدم و میخواستم استوریه رو بردارممممم که دید
و خب دیگه نمیتونم برش دارم تا ۲۴ ساعت بگذره
۱۳ بدر شما خوش گذشت؟
واس ما خداروشکر بد نبود ولی چون با فک و فامیل نبودیم خیلی خوش نگذشت، از وقتی پزشکی قبول شدم کسی بهم رو نمیده
و ایگنور میکنن همش من و خونوادمو، کاش ولی اینجوری نبود دلم میخواست بخاطر خانواده م با فامیل باشیم چون بیشتر بهشون خوش میگذشت واس من نه چون همیشه منو بابت یه سری چیزا مسخره میکردن
دیگهههه
همین دیگه