وبلاگی برای خودم

تقریبا از هر موضوعی که از ذهنم بگذره اینجا می نویسم :)

وبلاگی برای خودم

تقریبا از هر موضوعی که از ذهنم بگذره اینجا می نویسم :)

کلاویکل

یه بحثی شروع شده تو گروهها

میگن ایلان گفته پزشکی نخونید چون هوش جاشو خواهد گرفت

خب شاید ایلان راس بگه 

ولی داداش میدونی کجا داری زندگی میکنی؟

یک نگاهی به لوکیشنت بینداز 

پزشکی رو میذاریم کنار

طبیعتا ربات جراح داشته باشی ربات معلمم خواهی داشت دیگه

همین الان 

یه جاهایی هست تو "شهر" 

که بچه ها تو "کانکس" 

درس میخونن 

بعد ربات؟ 

بعد فک کن ربات جراح داشته باشی دیگه به هیچ آدمی تو هیچ کاری نیاز نیس 

قدیما اینترنت بود هیشکی از اون سر دنیا خبر نداشت 

الان میشه خبر گرفت ولی نمیشه لزوما مث اونجا شد که

توهم زاست خیلی

هر چند که من از خدامه 

تکلیفمون مشخص میشه 

انصراف میدم و خدافظ 

این اتفاقا بهتره واس قانع کردن اطرافیان 

دیگه رو حرف ایلانِ جان که حرف نمیزنن 

راستی اسفندمم فاکدآپ شد چون همه امتحانا کلا قراره تا قبل عید تموم شه

عجیبه میگن آدم بنده عادته

به همه چی عادت میکنه

به فاکدآپی ولی نمیشه عادت کرد 

ببوسش تا بمیرم اوژنی

امتحان دارم و نمیخونم 

جالبه، نه؟ 

تازه اصلا نمیدونستم عملی داره و بدتر عملی و تئوریش باهمه و بدترتر عملیش قبل از تئوریشه 

نمیدونم این گیجی از کجا میاد ذهنم همیشه پنجره باز داره نمیتونم دونه دونه پنجره ها رو باز کنم

با هزار مکافات یه دوره آموزش زبان تو کورسرا پیدا کرده بودم و حالا بگذرون

اسکرین ریکورد بگیر که استاپ بزنی جزوه بنویسی 

و حدس بزن جلسه آخر چی دیدم؟

فایل پی دی اف هر جلسه گذاشته شده بود برای دانلود 

اونوقت من بعد از ۶ ماه فهمیدم 

و جلسه آخرررررر 

الان یه دوره دیگه پیدا کردم ولی همشون پولی شدن 

نمیدونم میشه واس رایگان شدنش درخواست داد یا نه 

امیدوارم این امتحانو که دادم فرصت بشه چک کنم

تازه بعد اینم باز امتحان دارم ولی یه چند روز فاصله داره

یه مسئله دیگه هم وجود داره

اخلاق 

این عمومیم مونده 

یه صفر گرفتم بخاطر غیبتاش

یه ۱۶ هم دارم تطبیقی 

بزنم اون صفره پاک نمیشه فقط کد بی اثر میخوره 

نزنم و این ترم بردارم صفره پاک میشه 

ولی خب ۱۶ جلسه ست و عمومیه غیبت تعطیل 

علوم پایه م که داریم

سه تا امتحان این ترمم ندادیم گذاشتیم واس بعد 

بنظر خودم نمی ارزه 

ولی نمیدونم چرا قاطعانه نمیتونم بگم نمی ارزه 

تازه از کجا معلوم دوباره همون ۱۶و نگیرم

با این درسا میونه خوبی ندارم نمیتونم کلمه به کلمه حفظ کنم

میگگگنننن استادش خوبه 

از اون گیرا نیس

ولی بازم شک دارم 

خلاصه گیر کردم  

لاو ایز لاو

دارم پاتولوژی میخونم 

هی میگم این ۴ تا اسلایدم تموم شه بقیه ش راحته 

میبینم بعد از یکی دو تا اسلاید دوباره  سخت میشه 

سخت هم نه چیز میشه much in content 

فارسی کیلی کم 

 شاید باورنکردنی باشه ولی دارم به خوندن یه رشته دیگه فک میکنم 

همزمان

ولی خب اونم مشکلات خودشو داره چون من هدفم اون رشته نیس هدفم اینه با اون به یه چیز دیگه برسم 

و اون چیز با اینی که الان دارم به دست نمیاد 

شایدم بیاد 

نمیدونم فعلا وقت تحقیق ندارم شاید هفته بعد نه، اون یکی شروع کنم به تحقیق

امیدوارم بشه ولی 


عه امروز ولنتاین بود 

آبیِ روشن

ویدیوی افترپارتی رو دیدم کونم بیشتر سوخت 

ببخشید البته بابت ادبیات

شما چه خبر؟

لیسانسمم گرفتم اصلی نیس 

شماهایی که مدرکتون ازاده چه مراحلیو طی کردین؟

ی گروه داشتیم این سوالارو خوب جواب میدادن ،  من لفت دادم

الانم روم نمیشه به دوستم بگم لینکشو بده از بس همش وقتی کار داشتم پیام دادم بهش

البته خیلی با شعوره میدونه من هفت روز هفته امتحان دارم

یه نکته ای که برام جالب بود این بود که معدل دیپلمم صدمش ۶۳ بود 

لیسانسمم ۶۳ه 

یه چیز عجیب دیگه امروز اتفاق افتادم

از سالن امتحانات اومدم بیرون دیدم یکی از بچه ها داره با اون یکی سر یه سوال بحث میکنه و میگف من این تستو دقیقا تو ازمون usml دیدم 

اگه اشتباه نکنم ازمون معادلسازی مدرک پزشکی واس یونایتد استیتزه

پشمام ریخت 

از الان به فکر اون موقع س 

من راستش دورنمای انقد قوی ندارم 

همش میخوام تا ۳۰ سالم نشده پول داشته باشم برم کنسرت مورد علاقه م، برم یکی دو تا کشورو بگردم، نشون کردم اصن  بعضی جاهارو، بعد شاید اروم گرفتم واس فک کردن به اینده شغلی  که الان اینم رویاست 

مگر اینکه معجزه الهی بشه با این دلار و این درامد بشه رفت سفر

شاید براتون جالب باشه بدونین من تا حالا از استان خودمم به استانای دیگه سفر نکردم سفر چند تایی بوده ولی کاملاااااا کاری 

در حد اینکه بری یه پا پیاده شی دوباره برگردی

واس همین اینا رویاست شاید واس شما روزمره یا حتی مسخره باشه

البته خب همکلاسیا اکثرا ۲۰ سالشونه 

معلومه که خیلی دیدشون نسبت به من مثبت تره 

منم ۱۸ سالم بود فک می‌کردم با اراده ای که دارم چیزایی که میخوامو به دست میارم 

تازه من تو سن اونا داشتم با دو تا شکست و هزار تا تحقیر دیگران زندگی میکردم

یه بار رفته بودیم کوه 

منم حالم خوب نبود یادمه دایی م گف نمیخوای خودتو از این کوه بندازی پایین 

هنوزم یادم نرفته  اون همه انرژی مثبتی رو که روانه میکردن عزیزان 

خلاصه 

تعجب کردم