-
اِویستا
شنبه 11 بهمن 1404 00:16
تولدت مبارک میدونم البته، با شناختی که دارم ازت الان تو این وضعیت تولد به کتفتم نیس ولی خب ۱۱ بهمنه و ...تو ...و منو....این همه فاصله تولد خودمم نزدیکه و به کتف منم نیس عزیزم گفتم بهتون باز بچه ها دبه کردن؟ خب احمقا اگه خیلی ک...ن داشتین هفته پیش که بود، همون موقع شروع میکردین به نرفتن سر جلسه و بیانیه من که میدونم...
-
ژاله
چهارشنبه 8 بهمن 1404 12:59
من واقعا نمیدونم هدف بعضی اساتید از اینکه از جاهایی سوال میدن که میدونن دانشجو نخونده چیه از منابعی که نگفتن جدی برام سواله تازه سر جلسه یه سه، چهار دقیقه از ۲۰ دقیقه صرف این کردم که یادم بیاد چجوری لگاریتم بگیرم، من معمولا سوال نمیپرسم سر جلسه امتحان از استاد چون اساسا چیزی ام قرار نیس دستگیرم بشه، ولی این بار...
-
گرگ و میش
چهارشنبه 1 بهمن 1404 16:25
راستش میترسیدم بیام وبلاگای کسایی که همیشه چک میکنمو چک کنم با خودم گفتم الان میام میبینم نوشته اخرین پست مثلا سه هفته پیش ولی دیدم اخرین پست همین دیروز بوده از خودم بگم امتحانا سنگین تر شد و برنامه امتحانی فشرده تر من فک میکنم ادمی باشم که هوش هیجانیم در زمینه درک دیگران نسبتا بالا باشه و همین من هیچوقت درک نمیکرد که...
-
اوژنی برگشته
دوشنبه 8 دی 1404 14:24
دلم واس حرف زدن با شما تنگ شده خوانندگانی که همیشه ساکتن جالبه هیچوقت اینجا کسی رو پیدا نکردم که هم سن و سال خودم باشه همه یا خیلی بزرگترن یا چند سالی کوچیکتر ولی با این حال از نوع رابطه ای که داریم خوشممیاد گاه گاه بی سانسور عمیق بدون غرایز انسانی مثل جنسیت، ظاهر اینجا میتونیم روح همدیگه رو بدون لمس جسم هامون لمس...
-
س.ت.ی
یکشنبه 30 آذر 1404 21:01
هیچ مناسبتی اندازه شب یلدا منو یاد نبودنت نمیدازه مادربزرگ عزیزم داشتن کسی که تو این دنیا بهت عشق بورزه خوشبختی واقعیه تو هم یکی از کسایی که بودی که با محبتت قلبمو لبریز از عشق میکردی دوستت دارم و به یادتم وقتی رفته بودی و برای اولین بار رفتم تو اتاقی که همیشه اونجا منتظرمون می موندی تا بیایم دیدنت حس خفگی کردم زیاد...
-
هفته ای که هر روزش خوابم میومد چون هر شبش کم خوابیدم
چهارشنبه 26 آذر 1404 09:47
حاوی الفاظ نامناسب میتونم این هفته رو سختترین هفته زندگیم توصیف کردم نه از لحاظ شدت بلکه از لحاظ تخریب چون مزمن بود یکککک هفتتههه یییی فاااککیییییه تحت فشارم دو تا امتحان داشتم هر روز کلاس داشتم و حق غیبت هم نداشتم چون همه رو استفاده کرده بودم نه میخوام یادم بمونه بعدا به خودم گیر ندم چرا نمره ت فلان شد اونجوری نشد...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 21 آذر 1404 21:49
وایی پاتولوژی چه کوفتیه واقعا کی پاتولوژی رو چپوند تو علوم پایه بابا لامصبااااا پاتو جاش تو علوم پایه نیس نمیفهمممممشش میفهمییی؟؟؟؟؟
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 20 آذر 1404 22:53
چرا پروفایلتو چک میکنم هی خودمم نمیدونم والا ولی اعتراف میکنم اینکه عوضش کردی و یه عکس جدید ازت دیدم خوشحالم کرد حرفی ندارم چند بار اومدم اینجا بنویسم دیدم حرفی واس گفتن ندارم جز اینکه هفته بعد دو تا امتحان پایانترم دارم و امروز درس نخوندم به جز مقداری زبان شاید الان بخونم شااایدددددد
-
today today
چهارشنبه 12 آذر 1404 17:42
چجوری یه پستو پین کنم تو وبلاگ؟ چرا کامنتارو جواب نمیدم راستش من عادت ندارم سرسری به کسی جواب بدم و از اونجاییکه تو شرایطی نیستم که تمرکز و وقت داشته باشم دیگه بیخیال شدم همین الان تلویزیون داره پکیج آموزش فیزیک کنکور و نهایی تبلیغ کنه یاد اون نیم نمره الکی ای افتادم که تو نهایی از دستم مث ماهی لیز خورد چون تو چاپ...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 12 آذر 1404 17:29
نظرات با دقت خونده میشن اما عذرخواهی منو بابت عدم تایید و پاسخدهی بپذیرید ممکنه تو پستا جواب بدم
-
اول صبحی
دوشنبه 10 آذر 1404 08:48
یه بار یه صاحب یه وبلاگ پزشک بود بعد نمیدونم درست یادم نیس یه خواستگار معلم داشت انگار بعدش انگار با یه پزشک نامزد کرده بود بعد یه روزشو داشت تعریف میکرد که فلان همکارم اومد گف چه خبر و اینا خب شد با اون معلم ازدواج نکردی در شان تو نبود یکی از همکلاسیای نزدیکمن خواستگار پزشک داشت و بعد به هم خورد مادر پسره گفته بود...
-
تاریکی
چهارشنبه 5 آذر 1404 13:21
امروز میخوام یه اعترافی بکنم که همیشه از گفتنش خجالت میگشیدم همیشه یه سری اتفاقات میفته و این موضوع اذیتممیکنه شاید با گفتنش اینجا دیگه با هر کوفتی که اتفاق میفته یادش نیفتم و هی زخمم سر باز نکنه کم و بیش وقتی پیش اومده گفتم که یه نفرو دوس داشتم ولی هیچوقت نگفتم چرا نشد چون احساس میکردم و احساس میکنم با گفتنش تحقیر...
-
اوژنی میخندی؟ میخندی اوژنی؟
سهشنبه 4 آذر 1404 20:38
این متن حاوی کلمات زشت است دوس ندارید،نخوانید بده وقتی تو یه جمعی هر جمعی به آدمای همجنسگرا میکن کونی من نمیتونم چیزی بگم چون اگه بگم احتمالا به خودمممیگن اصن نمیدونم کجای اعتقادات مذهبیم جاش بدم جا نمیشه ولی نمیتونم بدم بیاد حالا اعتقادات هیچی یه سریا میگن اصن نرمال نیس مگه همه چی باید تو چارچوب بایولوژیکال باشه که...
-
پاتو۲
چهارشنبه 28 آبان 1404 12:45
تو رشته پزشکی درس خوندن و امتحان دادن حکایت زندگیه شاید تو رشته های دیگه م اینجوری باشه (تربیت معلم که اینجوری نیس، تجربه خودم) حالا چجوری؟ دیدین تو زندگی بدبیاری و بدشانسی و خوش شانسی وجود داره نمیدونم شاید کلمه های بهتری براش وجود داشته باشه ولی دایره لغات من همینقد یاری میکنه مثلا اینکه شما تو یه خونواده پولدار به...
-
shelter
یکشنبه 25 آبان 1404 16:03
امروز فهمیدم که چرا من، من نیست من، من نیست چون زندونی شده من، من نیست چون حس میکنه گیر افتاده وگرنه من هیچوقت انقدر کم نخواسته ساکن نبوده من نمیتونم وایستم منِ من باید در جریان باشه وقتی دانشجوی فرهنگیان شدم هم دقیقا همین بلا سرم اومد امروز فهمیدم چرا وگرنه تا قبل از این همش از خودم پرسیدم چرا تو اون سه سال هییییچ...
-
مآوی ...دوسِت دارم
پنجشنبه 22 آبان 1404 22:10
سلااام چطورین؟ شاید باورتون نشه ولی با خونواده مم کم حرف میزنم این مدت چون اصلا خونه نیستم وقتی ام که هستم یا خسته م یا درس میخونم یا نقاشی میکشم واس همین اصلا اینجا نیومدم الان داشتم درس میخوندم چون امتحان دارم بعد یه چیزی از چت پرسیدم جوابمو داد بعد سریع پاکش کرد فک کرد میخوام خودکشی کنم و با فلان شماره تماس بگیر...
-
برشی از امروز
یکشنبه 11 آبان 1404 20:54
شاید سالها بعد خوندم امروزو خوندم امروز حالم خوب نبود با اینکه سعی کردم بروز ندم اما مودم پایین بود، امتحان فیزیولوژی عصب داشتم از ۴ فصل گایتون که واقعا حجمش زیاد بود و امتحانم حجمش زیاد بود نمیدونم اوضاع چطوره چون چک نکردم و حوصله هم ندارم چک کنم خود صبحم فیزیو داشتیم که استاد حضور غیاب نکرد تایم دومم ویروس داشتیم که...
-
get fun, get sun
جمعه 9 آبان 1404 19:16
مدتها پیش یه مکالمه ای در حضور من اتفاق افتاد که یکی از دیگری دلیل طلاق شخص سومی رو میپرسید دیگری گف به ما چه شاید اصن تو تخت خواب مشکل داشتن منم از اون موقع یاد گرفتم هیچوقت نباید دلیل این موضوعو پرسید چون شاید واقعا مشکل تو تخت خواب باشه و اونوخ انتظار چه جوابی داری مثلا؟ بیاد واست توضیح بده؟ که صرفا فضولیت برطرف شه...
-
E.T.A
پنجشنبه 8 آبان 1404 20:59
بعضی وقتا انقد دلم واس نوع خاصی از سبک زندگی تنگ میشه که حس میکنم تو زندگی قبلیم شغلم اون بوده و زندگیم اونجوری بوده وگرنه اینهمه "دلتنگی" توضیح دیگه ای نمیتونه داشته باشه دقت کنید میگم دلتنگی نه حسرت انگار تجربه شو داشتم انگار سختیاشو کشیدم انگار لذت بردم از لحظاتی که درخشیدم خوابم خیلی کم شده ۵ یا ۶ ساعت...
-
کذایی
چهارشنبه 7 آبان 1404 22:26
امروز یه اتفاقی افتاد که اصلا دلمنمیخواد مرورش کنم اما به قدری اعصابمو خرد کرده که نمیتونم راجع بهش ننویسم پیشاپیش از فقدان عفت کلام تو متنی که قراره بخونید متاسفم و عذر میخوام ، متاسفم که اینجوری شدم امروز انگار جنده خانم تشریف بردن کلا دو هفته پیش تایید نمراتم دستش و وارد کردن نمرات تو سایت کار دو دقیقه س ولی از...
-
لحظه ای به قدمت ۱۰ سال
دوشنبه 5 آبان 1404 18:00
کاش هیچوقت تو دانشگاه تنها نشم چون وقتی تنها میشم تو خیلی پررنگ میشی همش تصورت میکنم روزایی رو که اینجا بودی تصور میکنم تمام عکسایی که اون موقع میذاشتی رو تو نقاط مختلف دانشکده دلم برات تنگ میشه اگه زمانای قدیم بود که کلا گوشی و مدیا نبود خیلی بهتر میشد چون با تکرار این اتفاق ممکنه دلم بخواد حالتو بپرسم و این خطرناکه...
-
اوژنی تمومی نداری
یکشنبه 4 آبان 1404 21:13
دارم از خستگی شرحه شرحه میشم وایی نمیدونم با اینهمه درسی که رو سرم ریخته ترجمه کردنم چی بود بنظرم تا اخر امشب ترجمه کار کنم صبح زود بیدار شم درس بخونم کلاس اولو بپیچونم بعد برسم به سرویس برم کلاسای عملی و بین کلاسام بخونم و برگشتمم همچنان بخونم سه شنبه رم که پیچش داریم یه چیز باحال خوندم گوش کنین میگه وقتی طرفت بنظر...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 2 آبان 1404 12:47
من نمیدونم چرا مَردا گند که میزنن صداشو درنمیارن تااااا بعد که یه روز میبینن همه چی آورمه بگن راجع بهش خب لال بمیر تو که گندو بالا آوردی برا چی داری میگی که اعصاب بقیه رو خراب کنی در ضمن هر گند و حماقتی که میزنی عمرا فراموش نمیشه گنده گویی کنی بریم یه جایی ببینم عین موش تو سوراخ با ترس و لرز حرف میزنی میفهمم اغراق...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 1 آبان 1404 11:05
یه مقدار بیان کردنش سخته اما متوجه چیزی شدم من به یک فضای تاریک و خلاء سقوط میکنم وقتی متوجه میشم اونقدر که باید، خودمو دوس ندارم و به خودم اعتماد ندارم الان خیلی بهتر شدم و سعی میکنم خودمو دوس داشته باشم سعی میکنم هر انچه که اعتماد به نفسمو کم میکنه از بین ببرم تا اونجوری که دوس دارم بنظر بیام ، بنظر بیام و حالا...
-
امتحان امروز (پاتو)
چهارشنبه 30 مهر 1404 17:35
بخاطر فلاکتی که واس امتحان امروز کشیدم همین امروز شروع کردم به درس خوندن سر جلسه دو تا سوالو شک داشتم برگه یکی از پسرارو دیدم که خیلی بی حاشیه س و همیشه م جواب میده گفتم بذا به این اعتماد کنم هر دو تا سوالی که زده بودم و درست بودو پاک کردم و از رو اون زدم هر دو تاشم غلط زده بی ناموس همیشه از عدم اعتماد به خودم ضربه...
-
آمور
سهشنبه 29 مهر 1404 20:04
نامه ای به تو که هرگز نمیخونیش راستش یه مقداری شوک شدم بعد یادم افتاد خودمم همچین کاری کردم متاسفم عزیزم که قلبتو ناامید کردم با دیدن کاری که کردی مطمئن شدم احساسی به من داری چرا بهت گفتم عزیزم؟ چون هر کسی حس دوس داشتن تو قلبش جریان پیدا میکنه عزیزه چرا ناامیدت کردم؟ چون تو لیاقتت بیشتر از منه، شاید فک کنی اینم از اون...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 29 مهر 1404 17:10
راستی امروز اونپسره که گفتم ازش خوشممیاد هم اومده بود کلاسارو واقعا نمیدونمچرا ازش خوشم میاد یه بار یه رفتاری ازش دیدم که باعث شد با خودمبگم اممم نه اونقدرام خوب نیس ولی بازم ازش خوشم میاد و نمیتونستم نگاش نکنم و یه بار نگاهم به نگاهش گره خورد ولی انقد بد داشت نگام میکرد ترسیدم من که میدونم قرار نیس اتفاق خاصی...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 29 مهر 1404 17:02
داستانی که گفتم اقتباسیه و دزیره اصلی نیس و اسم شخصیتا چیز دیگری ست منتهی چون من نخواستم لو بره از همین اسامی استفاده کردم عاغا شما عاشق و معشوق در نظر بگیر لذا take it easy
-
اوژنیِ من
سهشنبه 29 مهر 1404 16:11
هر وقت تو دانشکده تنها میشم میتونم قشنگتر به خودم و احساسم فکر کنم امروز صبح وقتی داشتیم میرفتیم کلاس س بهم گف دلش میخواست دندون قبول شه و نشد گفتم تغییر رشته بده گف به هر دری که فک کنی زدم، نشد ادامه داد کل زندگیمون شده درس نمیتونیم از هیچی لذت ببریم وقت برای انجام هیچکاری ندارم دلم میخواد یه کاری بکنم اصلا وقت نمیشه...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 26 مهر 1404 04:07
چون دندونم درد میکنه بیدار شدم تقریبا اواسط پارسال یه چنل تلگرام زدم صرفا واس انتقال تجربه هام در مورد کنکور خوبم مخاطبم گرف دقیقا عددشو یادم نیس اما خیلی مدتش کم بود اون دومین چنل با همین محتوا بود اولی رو هم اوایل پارسال زدم ، دورانی که برام مث جهنم بود و نمیتونستم تصمیم بگیرم تو این خیلی غر میزدم تا اینکه بعد از ی...