وایی
چقد سخته دل کندن
ما یه ضرب المثلی داریم
تحت اللفظی بخوام ترجمه کنم میشه این
فک کن تو مهمونی یا عروسی نشستی ، بعد همه میگن بیا برقص هی اصرار میکنن هی نمیری، بعد پا میشی میری این دفعه از رقصیدن دست نمیکشی حالا در کلام مبالغه میگن با اصرار ۷ نفر نمیرفت برقصه الانم با اصرار ۱۰ نفر از رقصیدن دست نمیکشه
الان این حکایت منه
منم با اصرار ۷ نفر نمیرفتم معلم شم
الانم با اصرار ۱۰ نفر نمیخوام ازش دست بکشم
یه همکاری ام جدیدا باهاش آشنا شدم
چقد با شخصیت
من عاشق شخصیتش شدم
عاشق میگما
البته آقا ست 
راستی مجردم هست این علاقمندی من مشکل شرعی نداره
خیلی دلم واسشون تنگ میشه
بخصوص اینکه نمیتونم بگم دلم واست تنگ میشه
دلم واس بچه ها تنگ میشه
بهشون قول دادم واسشون جایزه ببرم
کی ببرم؟
الانم نرم آخر سال میرم ببینمشون
جایزه هاشونم آخر ماه شاید بردم
شایدم همون آخر سال
پارسال پیارسال معلما و همکلاسیام میگفتن موقع جدا شدن از بچه ها گریه میکردم
میگفتم ول کن توروخدا
خدا شاهده الان خودم گریه م میگیره هنوز یه ماهم نشده میرم سر کلاس
شمام دعا کنین فردام بیاد ببینمش که فک کنم آخرین باره [ایموجی قلب شکسته]
خیلی ممنون که اومدی
خوشحال شدم دیدمت ولی نمیتونستم بگم خوشحال شدم دیدمت
کاش بیشتر ببینمت
چون ممکنه دیگه هیچوقت نبینمت
انقد همه پزشکا دارن میرن
من تعجب میکنم چرا بعضیا نمیرن
هر چند میزان رضایت از زندگی به خیلی چیزا بستگی داره
به شرایطی که توش بزرگ شدی
به شرایطی که الان داری
به تصوری که از زندگیت داشتی و داری
به امکاناتی که میخواستی داشته باشی و نداری
یا حتی داری
به ارتباطات اجتماعی ت
به برخورد آدما باهات
خلاصه به همه ی اینا بستگی داره
واس همین آدم دو دل میشه این رشته رو بخونه یا نه
اونم با شرط و شروط
قطعا مهاجرتم سخته ولی
مثلا من تا حالا ندیدم یه معلم مهاجرت کنه
به عنوان یه معلم
مثلا یه آشنا داشتیم زوج معلم و مهندس
معلمه که کلا کارشو ول کرد، بازخرید کرد خودشو
مهندسم نمیدونم
چند سال ترکیه بودن
اونجا دختر دار شدن
بعد رفتن کانادا اونجا از هم جدا شدن
دیگه خبر ندارم دقیقا مشغول چه کاری ان
ولی به احتمال ۹۰ درصد دیگه معلم و مهندس نیستن
جدا از اون
کلا ندیدم معلم مهاجرت کنه
انگار معلم جماعت شخصیت قانع تری داره
یا حداقل پیدا میکنه
غر میزنه ها، بخور نمیره، فلانه
ولی قدرت ریسک و تغییر نداره
شایدم داره ولی اونقدر قوی نیست
ولی پزشکا اینجوری نیستن
حداقل هر کی تو مجازی معروفه یا کار زیبایی میکنه یا داره میره یا رفته
غیرمعروفام یا رزیدنتن یا عمومی
مثلا من یکیو میشناسم تو روستاهای یکی از استانا کار میکنه با اینکه تعهدی نیس، شاید داره امتیاز جمع میکنه
بعد از ۲۴ سال زندگی به یک نتیجه گیری رسیدم، اینکه ما تو این دنیا تنها هستیم، موفق بشیم باید تنهایی جشن بگیریم، شکست بخوریم باید تنهایی ناراحتی کنیم، بغضمون بگیره باید تنهایی گریه کنیم، همه آدما درگیر مسائل خودشونن.
واقعیت تلخیه مگه نه؟
از توییتر فارسی
هی میخوام بنویسم هی نمیتونم
ذهنم همزمان به چندین مسئله فکر میکنه
امروز خانم مدیرمون میگف درکت میکنم
سخته بخوای بین دو مسیر انتخاب کنی
تصمیم بگیری
خیلی خوب بود یه نفر همچین حرفی بهم زد
یه بارم میگف سخته بخوای زن کسی باشی که تو جمع خردت کنه
اینم درک کردم
کلا زن رنج کشیده و در نتیجه با درکیه
درک زیاد از رنج زیاد میاد
هیچی دیگه چی بگم
اون روز یکی از بچه ها شیرموز می نوشید از اون موقع میگم میخرم میخرم هنوز نرسیدم
یه چیزیو میخوام اعتراف کنم
دلم واس مدرسه و بچه ها تنگ میشه