-
تین اِیج و رویاهاش
شنبه 7 تیر 1404 23:45
داشتم تو اینستا میچرخیدم دیدم اون یارو روان شناس معروفه ویسشو گذاشتن رو عکسای اعضای بی تی اس (یه گروه خواننده کُره ایه که تقریبا معروفترین گروه پسرونه س) اعضا همه ۴۰_۵۰ میلیون فالوور میگف یه دختری اومد پیشم و گف من هر کاری میکنم به اینا برسم من باید کره ای بخونم و برم کره دیپلمو گرفت و کره ای خوند و الانم مترجمه تو...
-
به کجا چنین شتابان؟!؟
جمعه 6 تیر 1404 22:31
رابطه جنسی تو سن پایین فک کنم اصلا قبل از اینکه کسی خواسته باشه من نظرمو بگم در بطن جامعه جریان داره بدون ثبت و ازدواج هم احتمالا بین بخش زیادی در جریانه حقیقتا من با خیلی از جریانهایی که خلاف نظر بزرگترهاست مشکلی ندارم راستش واقعا مشکلی ندارما درسته ممکنه تو ذهنم از لحاظ فنی بهش فک کنم و بگم غلطه ولی وقتی یه نفر...
-
از هر دری سخنی
جمعه 6 تیر 1404 17:11
خوشم میاد خیلی زود از یه چیزی به یه چیز دیگه میپرم بعضی وقتا با خودممیگفتم آخه کدوم احمقی اخبار سلبریتیارو دنبال کنه الان خودم یه پیج تو اینستا فالو کردم که جزو احمقا شدم آخه به من چه که عروس دیوید بکهام با خونواده شوهرش اختلاف داره شایدم خود بروکلین و تو جشنا حاضر نمیشه و با اینکه دیوید و ویکتوریا همیشه سعی کردن...
-
۹ ساله پروفایلشو عوض نمیکنه من حتی یه عکس جدید ازش ببینم
پنجشنبه 5 تیر 1404 12:52
سلاام امیدوارم حالتون خوب باشه من دورادور وبلاگ همه رو میخونم و کم و بیش خبر دارم در چه حالین اما نمیدونم چرا چیزی نمینویسم هیچ جا بعضی وقتام فرت و فرت اینور اونور کامنت میذارم منم خوبم خداروشکر از اینکه کامنت گذاشتینم خیلی (نمیدونم واقعا بگم چقدر)خوشحال شدم اما واس چی اومدم اینجا اومدم ازسوال بزرگی که سالهاست تو ذهنم...
-
دور سوم
شنبه 17 خرداد 1404 22:25
شمام با اینکه از ظاهر طرف قضاوت کنن، مدل لباساش، مدل ریشش مخالفین؟ یا به مادر بدبختش فحش بدن؟ یا وقتی یکی از یه چیزی ناراحته و اعتراض داره بگه خواهر مادرتو گاییدم؟ چرا توییتر اینجوریه؟ بابا مگه خودتون نمیگین زن ستیز نباشیم چند روز پیش دهن اون یارو که تو عشق ابدی بود سیاوش سرویس کردین که زن ستیزی که دست بلند کردی رو...
-
ادامه ماجرای کا....م
سهشنبه 13 خرداد 1404 16:13
پست قبلی دو تا کامنت داشت از خواننده های فک کنم همیشگی در واقع عنوان ربطی به محتوا نداشت ولی من همیشه عنوان بی ربط به محتوا مینویسم که هیجانش بیشتر باشه واس خواننده و البته عنوان هم یا اتفاقیه که افتاده یا احساس واقعیمه هیچوقت نمیشه احساس پدر یا مادر رو نسبت به فرزند درک کرد مگر وقتیکه خودت پدر یا مادر باشی یا حس...
-
پیدا شدن کاندوم در جیب یکی که نباید کاندوم داشته باشه
دوشنبه 12 خرداد 1404 17:12
قبل امتحان به پاس شدن فک میکنم بعد امتحان واس هر سوالی که غلط زدم حرص میخورم بخصوص اینکه شک داشتم و غلطو زدم یا عوض کردم گزینه رو کاش استادش شیفت بده سختترین امتحانی بود که تا اینجا داشتم پاتولوژی آماس الان خیلی سر کلاسا واس مثبت گرفتن تلاش میکنم فقط یه مشکلی که دارم میترسم جواب بدم غلط باشه ضایع شم وگرنه تا حالا هر...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 6 خرداد 1404 20:35
گفتم یه نفر همیشه هست اونم دیگه نیست عاغا اصن چیه افتاده تو ذهن من گور بابای نظر بقیه که من کی شوهر میکنم بشینم درسمو بخونم عههه
-
لاست این فُگ
یکشنبه 4 خرداد 1404 19:14
من یه بار احساس دوست داشتنو تجربه کردم دوست داشته شدنو البته نه و تقریبا میدونم اگه کسیو دوس داشته باشم چجوری ام فرقی با بقیه موارد نداره مگر اینکه دوس دارم بهم نزدیک شه یعنی اون دیواری که دور خودم چیدمو دیگه حس نمیکنم بدمنمیاد اگه ازم سوالای جزئی بپرسه تو دلمنمیگم به تو چه ولی خب فقط یه بار اتفاق افتاده و اون آدم...
-
تین اِیجر های مَنِیجِر
پنجشنبه 1 خرداد 1404 19:56
واقعا روزها خیلی سریع میگذرن خواستم یه چیزی بنویسم چشمم خورد به تاریخ امروز یک خرداده گفتم ببینم خرداد پارسال دغدغه هام چیا بودن که دیدم ازدواج دخترخاله و عشق قدیمی و امتحانای نهایی بوده امروز که تقریبا یکسال از اون روزا میگذره دغدغه م چیه؟ امتحانات دانشگاه کنترل از دستم در رفته کنترل همه چی کنترل احساساتم، درس خوندنم...
-
لحظه ای در نیزار ، یک شب بارانی
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1404 23:39
اولش خواستم بنویسم یه مقداری حالم خوب نیست ولی حقیقتش اصلا حالم خوب نیست من کلا اینجوری ام که اذیت و آزار بقیه رو تحمل میکنم بعد یهو میزنه بیرون وقتی صبرم لبریز شد وقتی دیگه کارد به استخونم رسید از تقریبا دو هفته آخر شهریور تا همین الان خیلی حرف شنیدم خیلی تیکه انداختن بهم خیلی تحت فشاز قرار گرفتم خیلی هیچکس منو نشنید...
-
از نگاه یاران به یاران ندا می رسد
جمعه 12 اردیبهشت 1404 08:27
سلاااام بعد از مدتها این بازدیدای بلاگ اسکای چرا درست نمیشه؟ بچه ها کراش دانشگام رل زد هعی م جلوی من سبز میشه با دختره یعنی انتظار داشتم با هر کسییی باشه ها ولی این یکی نه غافلگیرم کرد گمان میکردم خیلی ناراحت بشم ولی اونقدرام ناراحت نشدم خیلی برام عجیبه فک کنم هر چقد ادم بزرگتر میشه احساسات کم رنگ تر میشن راستی امروز...
-
روپوشی در خیابان
سهشنبه 26 فروردین 1404 15:37
امروز با روپوش پریدم تو سرویس چون وقت نداشتم عوض کنم و باید اسنپ میگرفتم و برای اولین بار با روپوش تو خیابون تردد کردم البته که اصولا درست نیس چون الودگیای ازمایشگاهو نباید ببری خارج الودگیای خارجم نباید ببری داخل راستی مرسی واس پیام و ادرس وب خودش میدونه کیو میگم
-
افتر پاتو
دوشنبه 25 فروردین 1404 19:52
واقعا نمیدونم هدفم چیه که مینویسم ولی انگار تنها راه آسون کردن شرایط واس خودمه تا اومدن نمره نمیتونم نظر قطعی بدم ولی بنظرم امتحان پاتولوژی بدک نبود تقریبا جزو افرادی بودم که آخر از همه ورقه رو تحویل دادم انگار جونم به جون برگه بسته بود فعلا تا اومدن نمره صبر میکنم و اینجا اضافه میکنم که چند شدم فک کنم عملی ام داره...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 فروردین 1404 23:21
ک عاشقم شده :) م و م دوستای صمیمیم شدن، خیلی قلبا ازشون خوشم میاد و همین احساس قلبی مارو به دوستای صمیمی تبدیل کرده س خیلی داره دور وبرم میپلکه و اوضاع خوب پیش میره
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 فروردین 1404 18:26
یه دوستی اینجا کامنت میذاشت اگه اشتباه نکنم بلومحیا بود کجایییی؟ نیستی چرا؟ نمیدونم وبلاگ داشتی یا نه دلوم تنگت شد عاغا یهو غیب نشین یه اطلاع قبلی بدین
-
شانسک
یکشنبه 24 فروردین 1404 18:12
هر وقت چیتان پیتان میکنم ( در حد ضدافتاب وایت افکت دار و بالم یخده رنگی لب) هیشکی از نزدیکم رد نمیشه هر وقتم خام و خالص میرم تمااااام پسرای همکلاسیم از نزدیکم رد میشن هیچ یه اسکن کاملمم میکنن شانسو ببین توروخدا دروغ چرا مهمه واسم ولی خیلی نه چون تقریبا از همشون خیلی بزرگترم در این حد واسم مهمه نگن تو این سن چرا انقد...
-
اندر باب امروز، روز اول هفته دوم بعد از عید ،ترم دوم پزشکی
شنبه 23 فروردین 1404 18:30
هیچوقت نشده خر و پالونو باهم داشته باشم چراااا از اونجایی که اکثریت امتحان فیزیو رو خوب دادن و با عرض شرمندگی اونی که گند زده فقط منم عهد بستم پاتو رو بترکونم شمام دعا کنین واسم من که میگم اینایی که میگن نخوندیم و نمره خوب میگیرن دروغ میگن مث سگ میخونن امروزم یکم میخونم با اینکه هنوز نرسیدم خونه امروز یه کاپل دیگه هم...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 فروردین 1404 16:24
فک کنم وبلاگم قاطی کرده عدد بازدید کننده ها تکون نمیخوره
-
Yeah, get the money
جمعه 22 فروردین 1404 15:20
اومدم استراحت درحالیکه امینم گوش میدم گفتم یه چیزی ام اینجا بنویسم اون روز یه بابایی تو اتوبوس که داشتیم از دانشگاه برمیگشتیم باعث شد فکرم درگیر شه این که ما یا بهتر بگم من شوهر میخوام یا خونه مستقل چون اصولا ادم ازدواجی ای نبودم هیچوقت اتفاقا بچه تر که بودم از روابط عمیقم فراری بودم فقط در حد چت چیشده الان؟ فک کنم...
-
لحظه
چهارشنبه 20 فروردین 1404 19:54
بارون به شدت میباره و هیجان زده م میکنه باور نکردنیه مث مال تو فیلما که ادم میگه شیلنگ گرفتن که زیر همچین بارونی داری میدوی میدوی سمتش یا سمت خونه ش یهو میفهمی عاشقش هستی یا نه میری بهش بگی عاشقتم یا متاسفم دیگه نمیتونیم با هم باشیم یه بشقاب پفک جلومه و سه تا شیرینی امروز نرفتم دانشگاه و خسته نیستم اساتید حضور غیاب...
-
ببینیم چی پیش میاد
سهشنبه 19 فروردین 1404 21:26
دروغ چرا یه مقدار اعتماد به نفسم میاد پایین وقتی بچه ها میگن امتحان اسونه احساس ضعف می نمایم چون بنظرم اسون نبود البته باز از پروسه اشتباه استفاده کردم باید رفرنس اصلی رو که خونده بودم مرور میکردم به جای جزوه نه اینکه در اون صورتم غلط نداشتم ولی تعدادش کمتر بود واس همین میخوام به امید خدا با امتحان بعدی رو جبران کنم...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 18 فروردین 1404 16:51
چقد از این آموزش دانشکده بدم میاد تف بهش هیچی همینو خواستم بگم دعا کنین جور شه توروخدا اعصابمو خرد کرد باز
-
You know when you know
دوشنبه 18 فروردین 1404 09:45
برای اولین بار به اهالی منزل دروغ گفتم که کلاس کنسله و غیبت کردم حالا نه که مهم باشه ولی منطقی نبود اصلا با منطق جور درنمیاد که واس ۱ ساعت بیشتر خوابیدن یه کلاسو از دست بدی بعلاوه سرویسم از دست بدی و مجبور بشی اینهمه راهو خودت بیای تا دانشگاه به قول شاعر که میگه ولی من کردم نه که فک کنی دنبال سردردم صرفا دلم خواست و...
-
فردا امتحان دارم
جمعه 15 فروردین 1404 20:20
تو سالهای اخیر به این نتیجه رسیده بودم که پزشکی یک رشته ی اعیونیه یعنی چی یعنی دووم آوردن تو شرایط سخت پزشکی نیازمند اینه که بقیه ابعاد زندگیت خیلی پرفکت باشه تا اون فشار و استرس کمی دور بشه و ریکاوری بشی با شنیدن خبر خودکشی یه رزیدنت دیگه دوباره این باور مهر تایید خورد رزیدنتی که ۱۵ روز مونده بود تا فارغ التحصیل بشه...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 14 فروردین 1404 21:23
در یک تصمیم یهویی تصمیم گرفتم اسممو عوض کنم :) نمیدونمپس این مدارک و اینام چی میشه شونصد جا اسمم در جریانه
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 14 فروردین 1404 18:06
یه ساعت خوابیدم کل ساعات باقی مونده رو داره داغون میکنه انگار مستی چیزی ام زمان و مکان از دستم خارج شده کاش میپریدیم به ۱۰ تیر و شروع تابستون
-
تلاش دوم
پنجشنبه 14 فروردین 1404 01:10
خیلی خسته م و خیلی استرس دارم بابت چی؟ امتحانات و همین باعث میشه از خورد و خوراک بیفتم خیلی خسته م ولی خوابم نمیبره چرا؟ بازم بابت امتحانات ولی بیا یه جور دیگه نگاه کنیم به درک نه؟ هر چی شد، شد راستی امشب دومین استوری رم گذاشتم و از این به بعد چون درگیر امتحانا خواهم بود بعید میدونم وقت کنم بهش فک کنم با فیلتر گذاشتم...
-
شُومی هاو تو موو لایک وادر
دوشنبه 11 فروردین 1404 20:00
سلام گود ایوینینگ اول اینکه نمیدونم تا حالا واستون پیش اومده یا نه ولی وقتی واس دیگران محتوای جنسی میفرستی حالا اونی که واسش میفرستی هیچی تجاوز به حریم خصوصی دیگران هیچی ولی جدی یه فکری به حال خودت بکن باور کن این مرض خیلی رو زندگیت تاثیر میذاره شاید خودت متوجهش نیستی چون خیلی آروم و بیصدا همه زندگیتو دربرمیگیره کلا...
-
عوضش دلم جوونه
دوشنبه 11 فروردین 1404 00:34
بچه هااااا استوریه رو گذاشتم وای چقد بچه م بابا تو دیگه بزرگ شدی همه رم هاید کردم جز خودش اصلا عکس خودمم نیس یه استوری از وضعیت خودم گذاشتم و سعی کردم اصلا خودسانسوری نکنم هر چی که حس میکنم اوکیه بذارم امتحانمم سه فصلی بود ۷۵ درصد فصل سومش موند حالا امیدوارم فردا بتونم تموم کنم و یکمم از امتحان دوم ب خونم که ۱۳و بتونم...