-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 14 بهمن 1403 17:46
بده که هر وقت حالم خرابه میام اینجا انگار پناهگاهمه البته که هست برای کسی که هیچ دوست صمیمی ای نداره پناهگاهه تو دانشگام تنهام نمیگم البته تنهای تنهام ولی خب دوستی ام ندارم به بچه ها حسودیم میشه وقتا بهرحال باید کنار بیام همونجوری که همیشه کنار اومدم یه امتحانم مونده اونم بدم رسما ترم اول تموم میشه حالا الان که خواستم...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 3 بهمن 1403 20:21
میدونی چیه تنها کسی که هنوزم مبهمه تویی چرا تو مدار من قرار نمیگیری؟ احتمالا جوابش یه چیزه فرار میکنی به فرار کردن ادامه نده راه من از تو جدا شد نترس
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 2 بهمن 1403 15:03
سلااااام چقد دلم واس اینجا و شماها تنگ شده بود الان یه نگاهی به پست آخر انداختم ببینم آخرین بار چی گفتم خب اگه بخوایین میگم براتون شماها چیکار میکنین؟ خوبین؟ هیچ جا وبلاگ نمیشه واقعا بیاین تا از سوتی های چرتم براتون بگم
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 آذر 1403 15:17
میرم پی ویمون این قلب گنده رو میبینم داره میتپه استرس میگیرم سریع میام بیرون واس چی قلب به این گندگی فرستاد بعدشم گوست شد فازت چیه آخه مبهم
-
مانی
پنجشنبه 22 آذر 1403 19:57
چمیدونم والا عین یه حلزون کوچولو شدم که مجبوره تا محل زندگیش از کویر وحشت بگذره حلزون آیا واس کویر ساخته شده؟ نه شماها چطورین؟ خوبین؟ نمیدونم تو این چهارسال چه غلطی میکردم که حتی یه مهارت درست و حسابیم ندارم که ازش پول دربیارم الان پول درآوردن شده همه فکر و ذکرم
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 20 آذر 1403 13:20
بچه ها باورتون میشه هنوز یک و نیم ماه از شروع دانشگاه میگذره اونوقت بعضیا با بعضیا رل زدن؟واییی چجوری جرئت میکنن بابا بلکه پس فردا به مشکل خوردین چجوری تو کلاس همو تحمل میکنین خیلی بده اونم بعد از یک و نیم ماه واقعاااا زوده
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 16 آذر 1403 22:03
خب همچنان تو بافتیم هنوزم مونده ای تف به غایب شدن
-
امروز چجوری گذشت
پنجشنبه 15 آذر 1403 22:14
خب دوستان علی رغم تلاش های بسیار تا حالا فقط تونستم بافت بخونم تازه اونم تموم نشده دو جلسه جزوه م مونده که بنویسم جنینم هر چقد زور زدم نفهمیدم کلی گشتم تا بالاخره فهمیدم متاسفانه واس جنین باید رفرنس بخونم که خیلی زیاده ولی چاره ای نیس چون از پاورای استاد چیزی نمیفهمم انگار یهو پرتم کردی وسط کلی مطلب جدید که نمیدونم جی...
-
عمومی های چرت اندر پرت
چهارشنبه 14 آذر 1403 13:19
من واقعا نمیتونم بفهمم چرا اساتید دروس عمومی انقد سخت گیرن عجیبه ها انگار بای دیفالت حس میکنن درسشون جدی گرفته نمیشه واس همین بیخودی خیلی سخت میگیرن که بله مام هستیم حالا انگار چی درس میده ولش کن امروز رفتم آزمایشگاه چند تا دانشجو بودن اونجا دو نفر پیش هم بودن مشغول دیدن لام از یکیشون پرسیدم دانشجوی چه رشته ای هستین...
-
استادِ جان
دوشنبه 12 آذر 1403 21:11
نمیدونم چی بنویسم پر از اتفاقات جدیده این روزا ولی حوصله ندارم تو ذهنم جداشون کنم و راجع بهشون بنویسم از یکی از اساتید خیلی خوشم میاد خیلی بانمک و مهربونه واقعا دوسش دارم خوشحالم اولین استادی بود که دیدمش و باهاش حرف زدم راجع به مشکلاتم بهش گفتم این مدت خیلی غایب شدم بخاطر مشکل شاغل بودنم اولش گف برو حذف کن گفتم آخه...
-
ص.ب
شنبه 10 آذر 1403 20:45
توروخدا دعا کنین واس آخرین بار ببینمش اصلا دلم نمیخواد آخرین صحنه ای که از من یادش می مونه دیدار آخرمون باشه خیلی بی حوصله و به زور جوابشو دادم یه سری امانتی هست که باید ببرم تحویل بدم منتهی صبحا نمیتونم اونم اونجا شیفت بعدازظهره به خونواده م نمیتونم بگم جدای از تحویل امانات دلم میخواد اوشونو دوباره و برای بار آخر...
-
روز اول
شنبه 10 آذر 1403 13:23
خب دوستان صدای منو از علومپزشکی میشنوید دوران دانشجویی در تمام رشته ها مزخرفه این از این دو اینکه یادتونه از تنهایی های روز اول مینوشتم نمیدونم این وبلاگ بود یا اون یکی الانم به همون دچار شدم و اینجام باید صف وایستی واس سلف منتهی نکته ش اینه که از ۱۲ تا ۱۲.۵ اندازه سلف همونجا همه غذارو میگیرن سرعت خوبه کیفیت غذا...
-
سوال خوبیه
جمعه 9 آذر 1403 20:45
حالا این عشق شما حقیقی بود یا فقط تحسین میکردید؟ کدوم؟ همینی که راجع بهش نوشته بودم و گفتم دلخور شده؟ نه هنوز به مرحله ی عشق نرسیده فقط ازش خوشم میاد که تداوم این احساس منوط به رفتار اونه تحسین میتونه به عشق منجر بشه ولی یکی نیستن از اول هم از رفتارش خوشم اومد از تواضع و سخاوتش در عین غرور و اعتماد به نفسش تحسینش هم...
-
درس جدید
جمعه 9 آذر 1403 17:43
وایی دیدین چیشد من یه چیزیو در مورد خودم فهمیدم بچه ها من هیچوقت عاشق نشدم من فقط آدما رو انتخاب کردم کیارو؟ اونایی رو که تحسین میکردم بعد حساب کتاب میکردم که آره این آدم چون اینکارو اون کارو و اینارو انجام داده شایسته این هست که مثلا من بخوام باهاش ارتباط داشته باشم بعد حالا این هیچی فک میکردم واس به دست آوردن عشق هم...
-
خداحافظ ای رویای دیرین ، خداحافظ پزشکی عزیزم
دوشنبه 5 آذر 1403 14:41
نمیدونم چه حکمتیه که خدا انقد با پزشکی خوندن و پزشک شدن مم مشکل داره قبل از شروع شدن امتحانا باید برم و برگه انصرافمو بنویسم ولی همیشه میگفتم آدم مگه چند بار به دنیا میاد همه ی آدما باید شانس اینو داشته باشن که شغل مورد علاقه و آدم مورد علاقه شو به عنوان همسر داشته باشه بعد میگفتم همسر شانسیه مثلا من الان از این آدم...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 5 آذر 1403 06:37
ببخشید اینو میگم ولی خز خزه :/ دکترم بشه خزه :/
-
خیلی خوبی
یکشنبه 4 آذر 1403 15:17
واقعا متاسفم واس خودم که وقتی میبینمش دلم هلوپی میریزه باورم نمیشه تو این وضعیت احساساتم زنده س تجربه من میگه که فاصله متاسفانه همیشه جذابه یعنی ممکنه تو از دور خیلی خیلی از یه نفر خوشت بیاد ولی وقتی بهش نزدیک میشی میبینی حتی اگه به اون خوبی هم باشه واس تو مناسب نیس ولی وقتی از همون دور همچنان به نظاره بپردازی این...
-
تو هیچی نیستی
شنبه 3 آذر 1403 20:41
همان گونه که به جاده ی پیش رو خیره شده بود و هرازگاهی پلک می زد، به این فکر می کرد آیا می تواند رشته ای پیدا کند تا او را به زندگی پیوند دهد؟ گاهی از اینکه با وجود شرایطی که داشت به دنبال رشته ای برای پیوند به زندگی بود خنده اش میگرفت، وقتی به تصمیم هایی که گرفته بود و باعث شده بود به این وضع دچار شود تعجب میکرد این...
-
سایکو
پنجشنبه 1 آذر 1403 13:46
این متن رو مینویسم تا اونو برای یک روان شناس یا روان پزشک بفرستم تا ببینه من واقعا روانی هستم یا فکر میکنم روانی شدم؟ سلام، من احساس میکنم در هیچ مقطعی از زندگی تصمیم درستی نگرفتم و تمام تصمیمات گذشته روی آینده هم تاثیر میذاره و حالا وارد یک مسیر بی برگشت شدم و نمیتونم از این مسیر وحشتناک و ترسناک خارج بشم انگار برای...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 30 آبان 1403 21:05
مرسی از اونایی که نظر دادن که ۱۰۰ در ۱۰۰ گفتن چتو دو طرفه پاک نکن پاک نکردم یه طرفه م پاک نکردم ولی یکم بیشتر بگذره برم اون پایین مایینای تلگرام دو طرفه پاک میکنم
-
گرگ زخمی
چهارشنبه 30 آبان 1403 19:49
شماره شو پاک کردم اکانتای خودمم لست سین کردم که نه خودم ببینم نه اون (اگه به احتمال یک درصد چک کنه) از دیشب تا همین الان فقط یه بار چک کردم که دیدم آنلاین نشده پشیمون شدم احتمالا کلا تو فاز من نیس پس منم نخواهم بود از اینکه همش آدما گولم میزنن بدم میاد یعنی گولم نمیزنن دروغ میگن نقش بازی میکنن من از آدمی که نخواد بهم...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 28 آبان 1403 18:08
هرچیزی تو زندگیم اشتباه پیش رفت درباره تو گریه کردم وایی از این توییت وایی
-
اوشون
یکشنبه 27 آبان 1403 19:42
بچه ها یادتونه گفتم از یکی خوشم میاد اون روز نمیدونم کی چند روز پیش گمونم یه هفته پیش به یه بهونه ای بهش پیام دادم اونم بنده خدا جواب داد دو تا سوال دیگه م ازم پرسید که ربطی به کار نداشت منم جواب دادم الان میخوام پیامارو دو طرفه پاک کنم بنظرتون کار زشتیه؟ نمیدونم چرا فک میکنم تلاش بی فایده س کلا آثار ارتباطو میخوام...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 26 آبان 1403 21:03
بچه ها تصحیح میکنم هنوز شکست عشقی نخوردم اون امیدواری شنگولی ای که گفتم در من جوانه زده و داره تبدیل به یک درخت تنومند میشه نمیذارم به این زودیا خشک شه
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 26 آبان 1403 20:45
بعد از یک شکست عشقی دیگر به حالت دیفالت بازگشته و به دنبال سریال جدید میگردیم که اگر یک ساعتی در روز هم کاری نداریم با سریال آن را پر کرده و شوق و هیجان خود جهت ادامه زندگی را حفظ کنیم
-
زرنگ خانوم
شنبه 26 آبان 1403 19:32
میخوام یکم راجع به محیط کار بنویسم امروز یکی از همکارا ازم خواست فلفل شکن واسش نصب کنم حقیقتشو بخوایین ترسیدم یه بهونه آوردم گفتم ببینم مال خودم وصل میشه الکی همون موقع داشتم کار میکردم باهاش انقد اینا خاله زنکن گفتم نصب کنم فردا پس فردا یه فیلم یا عکس اونجوری بیاد رو صفحه ش میگه فلانی نصب کرده ها حالا بیا جمعش کن...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 25 آبان 1403 21:32
با توجه به شخصیت خودم اینو مینویسم هیچ چیز بین خانما مشترک نیس به جز وقتی که موهاشونو کوتاه میکنن واس همه یه معنی میده گذشتن مبارزه دگردیسی شروع جدید تغییر
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 25 آبان 1403 20:16
بچه ها دیدین گفتم هنوزم درجاتی از شنگولی در وجودم زنده س الان از اینکه مطمئن شدم صبح وقتی داشته اکانتمو چک میکرده اشتباهی دستش خورد و استکیر سلام فرستاد ولی تو کسری از ثانیه پاکش کرد از خوشحالی در پوست خود نمیگنجم
-
طوفانی که گذشت ولی هنوز هم تموم نشده
جمعه 25 آبان 1403 17:24
انقدر این مدتی که گذشته بهم سخت گذشته دچار یه جور فروپاشی روانی شدم ، هر چند نمیتونم انکار کنم خوش بینی و امیدواری ای که همیشه داشتم کامل از بین رفته باشه چون هنوزم وقنی اتفاقی باب میلم میفته خوشحالم میشم شاید واکنشم کمتر از قبل باشه اما بهرحال بازم خوشحال میشم آشنا شدن به شخصی هم که احساس میکنم ازش خوشم میاد باعث...
-
خط پایان
چهارشنبه 23 آبان 1403 18:11
نمیدونم چرا حالم خوب نیست یعنی میدونم اما نمیتونم کاری انجام بدم میخوام غر بزنم پس اگه حال خودتونم خوب نیس نخونین یه بار یکی بهم گف خجالت نمیکشی انقد منفی داری مینویسی راس میگف خجالت کشیدم و کانالو پاک کردم ولی آخه مگه تقصیر منه خوب این احساس درونی منه این اتفاقاتی بوده که افتاده برام اینجوری نبوده که کاری نکردم ولی...