-
تو، شایدم من
دوشنبه 21 آبان 1403 18:13
دیگه واقعا ایشون از من خوشش نیاد لیاقت منو نداره قبلنا وقتی یکی به شوخی یا جدی میگفت فلان آدم لیاقت منو نداره میگفتم خیلی خودشیفته س ولی الان باور دارم به این موضوع دیگه من تو بهترین ورژن خودمم همون جایی ام که سالها به عنوان موقعیت ایده آلم تصور میکردم پس اگه نخواد واقعا لیاقت نداره ولی مطمئنم پیام میده حتی یک درصدم...
-
دل و دلدار و دلبر
شنبه 19 آبان 1403 20:29
هیچوقت دل کندن آسون نیس چون دل بستن الکی نیس آدم مگه به هر کسی دل میبنده؟ نه ولی وقتی اون آدم واس تو نیست، مال تو نیست که اگه باشه تلاش میکنه واس بودن باهات هر چند تلاش کافی ای نیست ولی لازمه دل کندن سخته حداقل من نتونستم بهش عادت کنم بهش عادت کنم یعنی چی؟ یعنی درد نداشته باشه وقتی میخوام دل بکنم یعنی دلم نخواد به یکی...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 25 مهر 1403 19:08
ظهر یه شماره چند بار بهم زنگ زد فک کردم قلم چیه چون دیروزم زنگ زد جواب ندادم از ۵.۵ تو مطب نشستم تا الان رفتم میگم اگه امروز دکتر نمیرسن برم یه روز دیگه بیام میگه اسمت چیه میگم این میگه عههه من چند بار زنگ زدم برنداشتین نوبتتونو دادم به یکی دیگه
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 25 مهر 1403 15:45
خب نیومد ببینمش نکبت خیلی تو دو راهی مزخرفی گیر کردم واقعا موندم چیکار کنم چه وضعیتیه توش گیر کردم چرا همش غر میزنم چرا این روزا فقط دارم غر میزنم
-
بریتان
سهشنبه 24 مهر 1403 19:52
زیاد میرم کامنت بچه ها رو میخونم یکی در جواب یکی نوشته شماام قلبت شکسته و برای اثبات خودت میخوای پزشک شی و انتقام بگیری:) خیلی جمله خطرناکیه، نه؟ نکنه منم اینجوری ام؟ یا اینجوری بودم که کنکور دادم؟ از کجا باید بفهمی که چی میخوای؟ واااقعااااا تصمیم گیری سخته باور کنین از ۱۸ سالگی هم سختتره چون بی پروایی اون موقع رم...
-
فردام بیا ببینمت، لطفا!!!
سهشنبه 24 مهر 1403 16:18
وایی چقد سخته دل کندن ما یه ضرب المثلی داریم تحت اللفظی بخوام ترجمه کنم میشه این فک کن تو مهمونی یا عروسی نشستی ، بعد همه میگن بیا برقص هی اصرار میکنن هی نمیری، بعد پا میشی میری این دفعه از رقصیدن دست نمیکشی حالا در کلام مبالغه میگن با اصرار ۷ نفر نمیرفت برقصه الانم با اصرار ۱۰ نفر از رقصیدن دست نمیکشه الان این حکایت...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 24 مهر 1403 14:22
خیلی ممنون که اومدی خوشحال شدم دیدمت ولی نمیتونستم بگم خوشحال شدم دیدمت کاش بیشتر ببینمت چون ممکنه دیگه هیچوقت نبینمت
-
وقتی خودت با خودت حرف میزنی
دوشنبه 23 مهر 1403 20:52
انقد همه پزشکا دارن میرن من تعجب میکنم چرا بعضیا نمیرن هر چند میزان رضایت از زندگی به خیلی چیزا بستگی داره به شرایطی که توش بزرگ شدی به شرایطی که الان داری به تصوری که از زندگیت داشتی و داری به امکاناتی که میخواستی داشته باشی و نداری یا حتی داری به ارتباطات اجتماعی ت به برخورد آدما باهات خلاصه به همه ی اینا بستگی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 23 مهر 1403 18:12
بعد از ۲۴ سال زندگی به یک نتیجه گیری رسیدم، اینکه ما تو این دنیا تنها هستیم، موفق بشیم باید تنهایی جشن بگیریم، شکست بخوریم باید تنهایی ناراحتی کنیم، بغضمون بگیره باید تنهایی گریه کنیم، همه آدما درگیر مسائل خودشونن. واقعیت تلخیه مگه نه؟ از توییتر فارسی
-
یه بوم و دو هوا
دوشنبه 23 مهر 1403 16:39
هی میخوام بنویسم هی نمیتونم ذهنم همزمان به چندین مسئله فکر میکنه امروز خانم مدیرمون میگف درکت میکنم سخته بخوای بین دو مسیر انتخاب کنی تصمیم بگیری خیلی خوب بود یه نفر همچین حرفی بهم زد یه بارم میگف سخته بخوای زن کسی باشی که تو جمع خردت کنه اینم درک کردم کلا زن رنج کشیده و در نتیجه با درکیه درک زیاد از رنج زیاد میاد...
-
جیب خالی
یکشنبه 22 مهر 1403 18:42
یه پستی من باب نتایج گذاشتم که حذفش کردم پزشکی تعهدی قبول شدم به احترام کسانی که خواننده اینجان نوشتم هر چند دوس نداشتم بنویسم چون مطمئن نیستم برم دانشگاه یا نه یه گره پیچ در پیچی پیش اومده بود که خداروشکر حل شد به لطف خدا و چند انسان شریف به افرادی مربوط به کارم مجبور شدم بگم دانشگاه قبول شدم چنان برقی تو چشماشونه که...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 20 مهر 1403 21:04
از دیروز تا حالا ۴ تا قرص سرماخوردگی خوردم یه دونه م استامینوفن تو این شرایط فقط سرماخوردگی کم بود که آنلاک شد
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 20 مهر 1403 20:42
نمیدونم چرا خوشحال نیستم نقره گرفتم انگار نه طلاس نه برد رده بندیه که برنز گیرم بیاد
-
تروماتایز
جمعه 20 مهر 1403 12:24
+ الان یه پست تو توییتر دیدم یه بچه انگار رو کیفش نوشته بودت خر اینم رفته به مامانش گفته، مامانشم گفته غمت نباشه میشورم پاک میشه بچه هم گفته ول کن مامان، من واقعا خرم؟ من که با همه مهربونم منم وقتی اول دبیرستان بودم یه بار دیدم همه نگام میکنن بعد یادم نیس یکی از بچه ها اومد کاغذو از پست سرم کند داد بهم گفت بندازش...
-
Light green, yellow and dark blue
پنجشنبه 19 مهر 1403 12:26
شما اگر فیلم زیاد دیده باشین معمولا تو همون سکانس اول ته داستان معلومه مثلا من آنا کارنینا رو اصلا نخونده بودم سکانس اول و آخر فیلم ولی شبیه هم بود شاهکاره دلم نمیخواد اسپویل کنم یا یه فیلم دیگه بود اسمشو نمیتونم بگم ولی همون اول فیلم با یه سکانسی شروع شد که اواسط فیلم طرف گم شده بود، یعنی هیشکی نمیدونست چه بلایی سرش...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 18 مهر 1403 21:13
واهایییی چقددد خوب بود من خاکبرسر شماره شو برنداشتم ترسیدم از تو همون برنامه مستقیم تماس گرفته بشه خاااااککک البته برمی داشتمم اتفاق خاصی نمیفتاد ولی بازم راستی در مورد حذف کد رشته به شکر خوردن افتادم در انتظار معجزه ای در راستای نتایج کنکور روزگار میگذرانم
-
بوکیش
چهارشنبه 18 مهر 1403 17:39
کتاب جدیدمون هم چاپ شد گمون نمیکنم به ترجمه این یکی برسم این دیگه قرار بود آخرین کتاب باشه در واقع آخرین فعالیت این مدلیم نه کتاب، نه مقاله دیگه همین الانش یه مقاله رو دستم مونده همایش پیدا نکردم بفرستم ترکیبش مونده که اونم بفرستیم همایش یه کتابم که نصفش ترجمه شده نصف مربوط به من مونده دو تا همایشم در پیشه واس مقاله...
-
پری رخسار
چهارشنبه 18 مهر 1403 15:54
هفته سوم هم به پایان رسید این هفته کلا آقای مدیر رو ندیدم یا یه روز اومد؟ فک کنم فقط یه روز دیدیمش خانم مدیرم نیومد چند روزی چون مریض بود یه روز اومد که اواسط قبل از ظهر رفت سرم زد امروزم فک کنم یه ساعتی اومده بود البته من نرفتم دفتر اون زنگو ولی دیدم تو حیاط داره با تلفن حرف میزنه یه فلش و یه سوت باید بخرم واس کلاس...
-
ستاره دنباله دار
سهشنبه 17 مهر 1403 18:18
داشتی به یه دلیل واس موندنم تبدیل میشدی ولی مثل یه ستاره دنباله دار بودی عزیزم زود طلوع کردی زودتر غروب آره، شاید باورتون نشه دنبال یه دلیل بودم واس موندن ولی فهمیدم که اشتباه میکردم و دلیلی واس موندن پیدا نکردم گمان میکردم که پیدا کردم پس همچنان کوله بار به پشت تنهایی به سفرم ادامه میدم ولی هرگز از پیدا کردن دلیلی...
-
رها رها رها من، چو تخته پاره بر موج
دوشنبه 16 مهر 1403 20:32
خوشم میاد وقتی آنلاین میشه یه سر به همه پیام رساناش میزنه همه شون همزمان آخرین بازدیدشون تغییر میکنه از اونجایی که دیگه نمیتونم افکارمو کنترل کنم که بهش فک نکنم تصمیم گرفتم زبان خوندنمو از سر بگیرم امروز دو قسمت از سریال تازه آپدیت شده مم دیدم یه قسمتشم امشب میبینم نمیدونم کتاب زبانمو مدرسه م ببرم یا نه اگه ببرم باید...
-
نیو چلنج
دوشنبه 16 مهر 1403 14:34
امروز هم آقای مدیر نیومد یعنی میادا ولی برخوردی نداریم اون تو راه رفته ما برگشت البته اگه زودتر میومدم شک داشتم که سؤال کوفتیمو بپرسم یا نه راستی در مورد شنبه، بله خداروشکر به خیر گذشت نیو چلنجمون شاید احمقانه به نظر بیاد اما خب هست تو شهر که بودیم میگفتن با دانش آموزان پسر دست هم ندید حتی کلاس اول یا دوم یا سوم الان...
-
Meant to stay hid
یکشنبه 15 مهر 1403 23:25
+خب از ۵ عصر خواب بودم تا یه ساعت پیش اصلا شام نخوردم و الانم میخوام دوباره بخوابم :/ یه نفرو میشناختم تو اداره مسئول امور مالی بود الان البته پستش عوض شده، مسئول سازماندهیه وقتی ما سازماندهی میشدیم امور مالی بود امروز تو دفتر میگفتن خواستگار خانم نمک بوده کلا انگار نصف مردای منطقه خواستگار خانم نمک بودن :/ آر یو...
-
ناامیدِ امیدوار
یکشنبه 15 مهر 1403 15:09
بچه ها امروزم خجالت کشیدم از آقای مدیر بپرسم چجوری بپرسم ازش هعیییی شنبه نیومد امروز دیدمش نمیدونم چه غلطی بکنم اگه فردا ببینمش فردا ازش میپرسم هر روز داریم به روز اعلام نتایج نزدیکتر میشیم من استرسم بیشتر میشه چون هنوز تصمیم نگرفتم بپرم تو کدوم چاه از وقتی تراز های کنکور اومد یه روز خوش نداشتم همیشه ۸۰ درصد مغزم...
-
امروز
شنبه 14 مهر 1403 18:49
+این در خطاب به کسیکه دچار ظن اشتباه شد و خودش میدونه منظورم کیه ببین من انقد زود نمیشه از کسی خوشم بیاد بخصوص اینکه نشناسمش و اینکه انقد سریع بخوای کسی رو بشناسی یا خودت رو بشناسونی به دیگری بنظرم بیش از اینکه نتیجه مثبت داشته باشه نتیجه منفی داره ک منظورم از یادداشت دیشب تو نبودی، متاسفم که اینطور برداشت کردی یا اگر...
-
وقتی دوستی، وقتی شوهرته
شنبه 14 مهر 1403 15:41
اصلا سر کار رفتن با دانشجو بودن دو تا دنیای متفاوتن وقتی دانشجویی انگار با یکی دوستی، دغدغه های دوست پسر، دوست دختری داری مِلو وقتی سرکار میری انگار ازدواج کردی ، تعهد ، مسئولیت، خستگی لوِل همه چی بالاتر میره واقعا همچین حسی داری هنوز عادت نکردم به این میزان خستگی البته تا حدی پیش رفتم که الان میتونم بنویسم جدا...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 13 مهر 1403 20:47
ببین نباید ازش خوشم بیاد ولی داره خوشم میاد وقت بلاک کردنه
-
احوال سینوسی
جمعه 13 مهر 1403 11:33
اگه بخاطر اتفاقی که چهارشنبه افتاد نبود فردا نمیرفتم مدرسه، میرفتم دانشگاه که کارای فارغ التحصیلیمو پیگیری کنم از بین اینهمه دانشجو کار ۱۱ تا گیر خورده که از قضا منم جزو این ۱۱ تام اصله حوصله فیلم و سریال ندارم و همه چی بی مزه بنظر میرسه یکم بخاطر فردا استرس دارم ولی دارم تمرین میکنم که کاملا ریلکس باشم یا حداقل ریلکس...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 11 مهر 1403 17:36
راستی تا قبل از نوشتن این یادداشتا دو سه دفعه تا جون داشتم گریه کردم
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 11 مهر 1403 17:35
دانشگاهم رید به اعصابم فعلا کارای تسویه حساب و ارسال مدارک و فارغ التحصیلیم کنکله
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 11 مهر 1403 17:32
بچه ها من به دشمن به ظاهر دوستم شک کردم حقیقتش رفتار های pick meآنه داره